استاندارد حسابداري شماره 11

مقـدمـه‌
1. هدف‌ اين‌ استاندارد تجويز نحوه‌ حسابداري‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود است‌. موضوعات‌ اصلي‌ درحسابداري‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود عبارت‌ از زمان‌ شناخت‌ دارايي‌، تعيين‌ مبلغ‌ دفتري‌، شناخت‌ هزينه‌ استهلاك‌ مربوط‌ و نحوه‌ حسابداري‌ ساير موارد كاهش‌ در مبلغ‌ دفتري‌ است‌.
دامنه‌ كاربرد
2. اين‌ استاندارد بايد در مورد حسابداري‌ كليه‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود بكار گرفته‌ شود ، مگر اين‌ كه‌ به‌موجب‌ استانداردي‌ ديگر نحوه‌ حسابداري‌ متفاوتي‌ ، تجويز شده‌ باشد . ازجمله‌ اين‌ موارد مي‌توان‌ به‌ نمونه‌هاي‌ زير اشاره‌ كرد :
الف‌. نحوه‌ حسابداري‌ كمكهاي‌ بلاعوض‌ دولت‌ .
ب‌ . نحوه‌ حسابداري‌ حقوق‌ ناشي‌ از اجاره‌ سرمايه‌اي‌ .
ج‌ . منظوركردن‌ مخارج‌ تأمين‌ مالي‌ به‌ حساب‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود .
د . داراييهايي‌ كه‌ در نتيجه‌ تركيب‌ واحدهاي‌ تجاري‌ تحصيل‌ شده‌ است‌ .
ه . سرمايه‌گذاري‌ در املاك‌ .
با اين‌ حال‌ در موارد بالا ، جنبه‌هاي‌ عمومي‌ نحوه‌ حسابداري‌ براي‌ اين‌ داراييها براساس‌ الزامات‌ اين‌ استاندارد تعيين‌ مي‌شود .
3. اين‌ استاندارد، نحوه‌ حسابداري‌ اقلام‌ زير را مورد بحث‌ قرار نمي‌دهد:
الف‌. جنگلها و منابع‌ طبيعي‌ مشابهي‌ كه‌ احياشونده‌ است‌، و
ب‌ . حق‌ امتياز معادن‌، اكتشاف‌ و استخراج‌ مواد معدني‌، نفت‌ و گاز طبيعي‌ و منابع‌ مشابهي‌ كه‌ احياشونده‌ نيست‌.
هرگاه‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهودي‌ در امر توسعه‌ يا نگهداري‌ فعاليتها يا داراييهاي‌ مندرج‌ در بندهاي‌ الف‌ يا ب‌ مورد استفاده‌ قرار گيرد، ولي‌ از فعاليتها يا داراييهاي‌ مزبور قابل‌ تفكيك‌ باشد، الزامات‌ اين‌ استاندارد در مورد آن‌ كاربرد دارد.
4. جنبه‌هاي‌ خاصي‌ از حسابداري‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود كه‌ در يك‌ سيستم‌ جامع‌ منعكس‌كننده‌ آثار تغيير قيمتها مطرح‌ مي‌شود، در اين‌ استاندارد مورد بررسي‌ قرار نمي‌گيرد.
تعاريف‌
5 . اصطلاحات‌ ذيل‌ در اين‌ استاندارد با معاني‌ مشخص‌ زير بكار رفته‌ است‌ :
• دارايي‌ ثابت‌ مشهود به‌ دارايي‌ مشهودي‌ اطلاق‌ مي‌شود كه‌ :
الف‌. به‌منظور استفاده‌ در توليد يا عرضه‌ كالاها يا خدمات‌ ، اجاره‌ به‌ ديگران‌ يا براي‌ مقاصد اداري‌ توسط‌ واحد تجاري‌
نگهداري‌ مي‌شود ، و
ب‌ . انتظار رود بيش‌ از يك‌ دوره‌ مالي‌ مورد استفاده‌ قرار گيرد .
• استهلاك‌ عبارت‌ است‌از تخصيص‌ سيستماتيك‌ مبلغ‌ استهلاك‌پذير يك‌ دارايي‌ طي‌ عمرمفيد آن‌ .
• مبلغ‌ استهلاك‌پذير عبارت‌ است‌ از بهاي‌ تمام‌ شده‌ يك‌ دارايي‌ يا ساير مبالغ‌ جايگزين‌ شـده‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ در صورتهاي‌ مالي‌، به‌ كسر ارزش‌ اسقاط‌ آن‌ .
• عمر مفيـد عبارت‌ است‌ از :
الف‌. مدت‌ زماني‌ كه‌ انتظار مي‌رود يك‌ دارايي‌ مورد استفاده‌ واحد تجاري‌ قرار گيرد،يا
ب‌ . تعداد توليد يا ساير واحدهاي‌ مقداري‌ مشابه‌ كه‌ انتظار مي‌رود در فرايند استفاده‌ از دارايي‌ توسط‌ واحد تجاري‌ تحصيل‌ گردد .
• بهاي‌ تمام‌ شده‌ عبارت‌ است‌ از مبلغ‌ وجه‌ نقد يا معادل‌ نقد پرداختي‌ يا ارزش‌ منصفانه‌ ساير مابه‌ازاهايي‌ كه‌ جهت‌ تحصيل‌ يك‌ دارايي‌ در زمان‌ تحصيل‌ آن‌ واگذار شده‌ است‌ .
• ارزش‌ اسقاط‌ عبارت‌ است‌ از مبلغ‌ خالصي‌ كه‌ انتظار مي‌رود در پايان‌ عمر مفيد دارايي‌ پس‌ از كسر هزينه‌هاي‌ مورد انتظار فروش‌ آن‌ دارايي‌ ، عايد واحد تجاري‌ گردد .
• ارزش‌ منصفانه‌ مبلغي‌ است‌ كه‌ خريداري‌ مطلع‌ و مايل‌ و فروشنده‌اي‌ مطلع‌ و مايل‌ مي‌توانند در معامله‌اي‌ حقيقي‌ و در شرايط‌ عادي‌ ، يك‌ دارايي‌ را در ازاي‌ مبلغ‌ مزبور با يكديگر مبادله‌ كنند .
• مبلغ‌ دفتري‌ مبلغي‌ است‌ كه‌ دارايي‌ پس‌ از كسر استهلاك‌ انباشته‌ و ذخيره‌ كاهش‌ ارزش‌ مربوط‌ ، به‌آن‌ مبلغ‌ در ترازنامه‌ منعكس‌ مي‌شود.
• مبلغ‌ بازيافتني‌ عبارت‌ است‌ از خالص‌ ارزش‌ فروش‌ يا ارزش‌ اقتصادي‌ يك‌ دارايي‌ ، هر كدام‌ بيشتر است‌ . ارزش‌ اقتصادي‌ يك‌ دارايي‌ عبارت‌ از خالص‌ ارزش‌ فعلي‌ جريانهاي‌ نقدي‌ آتي‌ ناشي‌ از كاربرد مستمر دارايي‌ از جمله‌ جريانهاي‌ نقدي‌ ناشي‌ از فروش‌ نهايي‌ آن‌ است‌.
• بهاي‌ جايگزيني‌ مستهلك‌ شده‌ عبارت‌ است‌ از بهاي‌ ناخالص‌ جايگزيني‌ يك‌ دارايي‌ (يعني‌ بهاي‌ جاري‌ جايگزيني‌ يك‌ دارايي‌ نو با توان‌ خدمت‌دهي‌ مشابه‌) پس‌ از كسراستهلاك‌ مبتني‌بر بهاي‌ مزبور و مدت‌ استفاده‌ شده‌ از آن‌ دارايي‌ .
شناخت‌ اوليه‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود
6 . يك‌ قلم‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود زماني‌ به‌ عنوان‌ دارايي‌ شناسايي‌ مي‌شود كه‌ :
الف‌ . جريان‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ مرتبط‌ با دارايي‌ به‌درون‌ واحد تجاري‌ محتمل‌ باشد ، و
ب‌ . بهاي‌ تمام‌ شده‌ دارايي‌ براي‌ واحد تجاري‌ ، به‌گونه‌اي‌ اتكاپذير قابل‌ اندازه‌گيري‌ باشد.
7 . داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود غالباً بخش‌ عمده‌اي‌ از داراييهاي‌ واحد تجاري‌ را تشكيل‌ مي‌دهد و بنابراين‌ در ارائـه‌ وضعيت‌ مالي‌ واحد تجاري‌ حائز اهميت‌ است‌. به‌علاوه‌، احتساب‌ مخارج‌ به‌عنوان‌ دارايي‌ يا هزينه‌، مي‌تواند برعملكرد مالي‌ واحد تجاري‌ تأثير قابل‌ ملاحظه‌اي‌ داشته‌ باشد.
8 . در تعيين‌ اين‌ كه‌ يك‌ قلم‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود واجد اولين‌ معيار شناخت‌ است‌، واحد تجاري‌ بايد برمبناي‌ شواهد موجود در زمان‌ شناخت‌ اوليه‌ آن‌ دارايي‌، ميزان‌ اطمينان‌ مرتبط‌ باجريان‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ آن‌ را ارزيابي‌ كند. وجود اطمينان‌ كافي‌ در رابطه‌ با ورود جريان‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ به‌ درون‌ واحد تجاري‌ نيازمند حصول‌ اطمينان‌ از دريافت‌ مزاياي‌ آتي‌ دارايي‌ و قبول‌ مخاطرات‌ مربوط‌ توسط‌ واحد تجاري‌ است‌. اين‌ اطمينان‌ تنها زماني‌ حاصل‌ مي‌شود كه‌ مخاطرات‌ و مزاياي‌ دارايي‌ به‌ واحد تجاري‌ منتقل‌ شده‌ باشد . قبل‌از وقوع‌ اين‌امر، معامله‌ تحصيل‌ دارايي‌ را معمولاً مي‌توان‌ بدون‌ تحمل‌ جريمه‌ قابل‌ ملاحظه‌ باطل‌ كرد و بنابراين‌ دارايي‌ شناسايي‌ نمي‌شود.
9 . از آنجا كه‌ در معامله‌ خريد دارايي‌، بهاي‌ تمام‌ شده‌ مشخص‌ است‌، معيار دوم‌ شناخت‌ معمولاً به‌ سادگي‌ احراز مي‌گردد. در مواقعي‌ كه‌ دارايي‌ توسط‌ واحد تجاري‌ ساخته‌ مي‌شود، بهاي‌ تمام‌شده‌ را مي‌توان‌ با مراجعه‌ به‌ مستندات‌ معاملات‌ با اشخاص‌ خارج‌ از واحد تجاري‌ در زمينه‌ تحصيل‌ مواداوليه‌، نيروي‌ كار و ساير اقلام‌ بكار رفته‌ در فرايند ساخت‌ دارايي‌، به‌گونه‌اي‌ اتكاپذير اندازه‌گيري‌ كرد.
10 . تشخيص‌ يك‌ قلم‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود به‌عنوان‌ يك‌ "قلم‌ جداگانه‌"، مستلزم‌ انجام‌ قضاوت‌ با توجه‌ به‌ شرايط‌ خاص‌ يا انواع‌ واحدهاي‌ تجاري‌ است‌. تجميع‌ اقلام‌ جداگانه‌ كم‌اهميت‌ مثل‌ قالبها و ابزارها و اعمال‌ معيارهاي‌ فوق‌ نسبت‌ به‌ مجموع‌ ارزش‌ آنها ممكن‌ است‌ مناسب‌ باشد. معمولاً اكثر قطعات‌يدكي‌ و ابزارخدماتي‌ به‌عنوان‌ موجودي‌ محسوب‌ مي‌گردد و در زمان‌ مصرف‌ به‌ عنوان‌ هزينه‌ شناسايي‌ مي‌شود. بااين‌حال‌، قطعات‌يدكي‌ و تجهيزات‌ آماده‌ بكار عمده‌ در صورتي‌ كه‌ انتظار رود بيش‌ از يك‌ دوره‌ مالي‌ مورد استفاده‌ واحد تجاري‌ واقع‌ شود، به‌عنوان‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود تلقي‌ مي‌گردد. به‌گونه‌اي‌ مشابه‌، هرگاه‌ قطعات‌يدكي‌ و تجهيزات‌ خدماتي‌ را تنها بتوان‌ درارتباط‌با يك‌ قلم‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود به‌كار گرفت‌ و انتظار رود كه‌ استفاده‌ از آنها به‌طور نامنظم‌ صورت‌گيرد، اين‌ اقلام‌ به‌ عنوان‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود محسوب‌ و طي‌ مدتي‌ كه‌ از عمر مفيد دارايي‌ مربوط‌ تجاوز نكند، مستهلك‌ مي‌شود.
11 . در شرايط‌ خاص‌، تخصيص‌ كل‌ مخارج‌ مرتبط‌ با يك‌ دارايي‌ به‌ اجزاي‌ تشكيل‌دهنده‌ آن‌ و نگهداري‌ حسابهاي‌ جداگانه‌ براي‌ هريك‌ از آنها، مناسب‌ است‌. اين‌ حالت‌ زماني‌ اتفاق‌ مي‌افتد كه‌ اجزاي‌ تشكيل‌دهنده‌ آن‌ دارايي‌ داراي‌ عمر مفيد متفاوتي‌ باشد يا منافعي‌ كه‌ نصيب‌ واحد تجـاري‌ مي‌كند از الگوهاي‌ متفاوتي‌ پيروي‌ كند به‌گونـه‌اي‌ كـه‌ مستلزم‌ استفاده‌ از نرخهـا و روشهاي‌ استهلاك‌ متفاوتي‌ باشد. براي‌ مثال‌، بدنه‌ هواپيما و موتور آن‌ در صورتي‌ كه‌ داراي‌ عمر مفيد متفاوتي‌ باشد بايد به‌عنوان‌ داراييهاي‌ استهلاك‌پذير جداگانه‌ محسوب‌ شود.
12 . داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود ممكن‌ است‌ براي‌ مقاصد زيست‌محيطي‌ يا ايمني‌ تحصيل‌ شود. اگرچه‌ تحصيل‌ اين‌ داراييها، منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ هيچ‌يك‌ از اقلام‌ مشخص‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود موجود را به‌ طور مستقيم‌ افزايش‌ نمي‌دهد، اما ممكن‌ است‌ براي‌ تحصيل‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ ساير داراييهاي‌ واحد تجاري‌ ضروري‌ باشد. در اين‌حالت‌، اين‌ داراييها واجد شرايط‌ شناخت‌ است‌، زيرا تحصيل‌ آن‌، واحد تجاري‌ را قادر مي‌سازد منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ كه‌ از داراييهاي‌ مربوط‌ كسب‌ مي‌كند بيشتر از حالتي‌ باشد كه‌ اين‌ داراييها تحصيل‌ نشده‌ است‌. بااين‌حال‌، اين‌ داراييها تنها تا ميزاني‌ شناسايي‌ مي‌شود كه‌ مبلغ‌ دفتري‌ اين‌ دارايي‌ و داراييهاي‌ مرتبط‌ از كل‌ مبلغ‌ قابل‌ بازيافت‌ آنها تجاوز نكند. براي‌ مثال‌، يك‌ توليدكننده‌ مـواد شيميايي‌ ممكن‌ است‌ در اجراي‌ مقررات‌ حفاظت‌ از محيط‌زيست‌، ملزم‌ به‌ نصب‌ دستگاههاي‌ جديدي‌ براي‌ توليد و ذخيره‌ مواد شيميايي‌ خطرناك‌ شود. اين‌ تأسيسات‌ اضافي‌ تا ميزاني‌ كه‌ قابل‌ بازيافت‌ باشد به‌ عنوان‌ دارايي‌ شناسايي‌ مي‌شود، زيرا واحد تجاري‌ بدون‌ وجود آنها قادر به‌ توليد و فروش‌ مواد شيميايي‌ نخواهد بود.
اندازه‌گيري‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود به‌ هنگام‌ شناخت‌ اوليه
13 . يك‌ قلم‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود كه‌ حائز شرايط‌ شناخت‌ به‌ عنوان‌ يك‌ دارايي‌ باشد ، به‌ هنگام‌ شناخت‌ اوليه‌ بايد به‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ اندازه‌گيري‌ شود .
اجزاي‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌
14 . بهاي‌ تمام‌ شده‌ يك‌ قلم‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود متشكل‌ از قيمت‌ خريد شامل‌ عوارض‌ گمركي‌ و مالياتهاي‌ غيرقابل‌ استرداد خريد و هرگونه‌ مخارج‌ مرتبط‌ مستقيمي‌ است‌ كه‌ براي‌ رساندن‌ دارايي‌ به‌ وضعيت‌ قابل‌ بهره‌برداري‌ تحمل‌ مي‌شود. براي‌ محاسبه‌ قيمت‌ خريد، تخفيفات‌ تجاري‌ كسرمي‌گردد. نمونه‌هايي‌ از مخارج‌ مرتبط‌ مستقيم‌ عبارتست‌ از:
الف‌. مخارج‌ آماده‌سازي‌ محل‌ نصب‌.
ب‌ . مخارج‌ حمل‌ و نقل‌ اوليه‌.
ج‌ . مخارج‌ نصب‌.
د . حق‌الزحمه‌هاي‌ فني‌ از قبيل‌ حق‌الزحمه‌ مهندسان‌ و معماران‌.
ه . مخارج‌ پياده‌سازي‌ و جابجايي‌ دارايي‌.
15 . چنانچه‌ مابه‌ازاي‌ يك‌ قلم‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود در مدتي‌ بيش‌ از شرايط‌ معمول‌ خريد اعتباري‌ پرداخت‌ شود، بهاي‌ تمام‌ شده‌ آن‌ معادل‌ قيمت‌ نقدي‌ دارايي‌ است‌. تفاوت‌ بين‌ قيمت‌ نقدي‌ و كل‌ مبالغ‌ پرداختي‌ طي‌ دوره‌ اعتبار به‌ عنوان‌ هزينه‌ تأمين‌ مالي‌ شناسايي‌ مي‌شود، مگر اين‌كه‌ تفاوت‌ مزبور، براساس‌ الزامات‌ استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 13 با عنوان‌ حسابداري‌ مخارج‌ تأمين‌ مالي‌ به‌حساب‌ دارايي‌ منظور شود.
16 . مخارج‌ سربار اداري‌ و عمومي‌ در بهاي‌ تمام‌ شده‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود منظور نمي‌گردد، مگرآنكه‌ اين‌ مخارج‌ را بتوان‌ به‌طور مستقيم‌ با تحصيل‌ دارايي‌ يا رساندن‌ آن‌ به‌وضعيت‌ قابل‌ بهره‌برداري‌ ارتباط‌ داد. به‌گونه‌اي‌ مشابه‌، مخارج‌ راه‌اندازي‌ و ساير مخارج‌ قبل‌ از مرحله‌ توليد، بخشي‌ از بهاي‌ تمام‌ شده‌ دارايي‌ محسوب‌ نمي‌شود، مگر آنكه‌ براي‌ رساندن‌ دارايي‌ به‌ وضعيت‌ قابل‌ بهره‌برداري‌ ضرورت‌ داشته‌ باشد. زيانهاي‌ عملياتي‌ اوليه‌ كه‌ قبل‌ از رسيدن‌ به‌ سطح‌ عملكرد برنامه‌ريزي‌ شده‌ دارايي‌ واقع‌ مي‌گردد، به‌عنوان‌ هزينه‌ شناسايي‌ مي‌شود.
17 . در تعيين‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ داراييهايي‌ كه‌ توسط‌ واحد تجاري‌ ساخته‌ مي‌شود، همان‌ قواعدي‌ بكارگرفته‌ مي‌شود كه‌ در رابطه‌ با داراييهاي‌ تحصيل‌شده‌ اعمال‌ مي‌گردد. هرگاه‌ واحد تجاري‌ يكي‌ از داراييهايي‌ را كه‌ در روال‌ عادي‌ عمليات‌ تجاري‌ توليد مي‌كند، به‌عنوان‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود مورد استفاده‌ قرار دهد، بهاي‌ تمام‌ شده‌ آن‌ معمولاً مشابه‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ داراييهاي‌ توليد شده‌ جهت‌ فروش‌، محاسبه‌ مي‌شود. بنابراين‌ براي‌ محاسبه‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌، هرگونه‌ سود داخلي‌ حذف‌ مي‌شود. به‌گونه‌اي‌ مشابه‌، مبالغ‌ غيرعادي‌ مربوط‌ به‌ مواد، دستمزد و ساير منابع‌ تلف‌ شده‌ كه‌ در رابطه‌ با ساخت‌ يك‌ دارايي‌ توسط‌ واحد تجاري‌ تحمل‌ مي‌شود، قابل‌ احتساب‌ در بهاي‌ تمام‌ شده‌ آن‌ دارايي‌ نخواهد بود. درارتباط‌ با شمول‌ مخارج‌ تأمين‌ مالي‌ در بهاي‌ تمام‌ شده‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود، معيارهاي‌ مربوط‌ در استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 13 با عنوان‌ حسابداري‌ مخارج‌ تأمين‌ مالي‌ بيان‌ شده‌ است‌. c18 . بهاي‌ تمام‌ شده‌ داراييهايي‌ كه‌ در چارچوب‌ قراردادهاي‌ اجاره‌ سرمايه‌اي‌ تحصيل‌ مي‌شود، به‌موجب‌ استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 21 با عنوان‌ حسابداري‌ اجاره‌ها تعيين‌ مي‌گردد.
18 . بهاي‌ تمام‌ شده‌ داراييهايي‌ كه‌ در چارچوب‌ قراردادهاي‌ اجاره‌ سرمايه‌اي‌ تحصيل‌ مي‌شود، به‌موجب‌ استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 21 با عنوان‌ حسابداري‌ اجاره‌ها تعيين‌ مي‌گردد.

معاوضه‌ داراييها
19 . يك‌ قلم‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود ممكن‌ است‌ در معاوضه‌ با تمام‌ يا بخشي‌ از يك‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود غيرمشابه‌ يا دارايي‌ ديگر تحصيل‌ شود. بهاي‌ تمام‌ شده‌ چنين‌ دارايي‌ براساس‌ ارزش‌ منصفانه‌ دارايي‌ تحصيل‌ شده‌ كه‌ برابر ارزش‌ منصفانه‌ دارايي‌ واگذار شده‌ پس‌ از تعديل‌ از بابت‌ مبالغ‌ نقد يا معادل‌ نقد انتقال‌ يافته‌ است‌، اندازه‌گيري‌ مي‌شود.
20 . يك‌ قلم‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود ممكن‌ است‌ در مبادله‌ با دارايي‌ مشابه‌ ديگري‌ كه‌ داراي‌ كاربرد مشابه‌ درهمان‌ رشته‌ فعاليت‌ تجاري‌ است‌ و ارزش‌ منصفانه‌ مشابهي‌ دارد، تحصيل‌ شود. دراين‌حالت‌، از آنجا كه‌ فرايند كسب‌ درآمد كامل‌ نشده‌ است‌، سود يا زياني‌ شناسايي‌ نمي‌شود و بهاي‌ تمام‌ شده‌ دارايي‌ تحصيل‌ شده‌ برابر با مبلغ‌ دفتري‌ دارايي‌ واگذار شده‌، پس‌ از تعديل‌ بابت‌ هر گونه‌ مازاد نقدي‌ يا غيرنقدي‌ دريافت‌ يا واگذار شده‌ است‌. بااين‌حال‌، ارزش‌ منصفانه‌ دارايي‌ تحصيل‌ شده‌ ممكن‌ است‌ شواهدي‌ دال‌بر كاهش‌ ارزش‌ دارايي‌ واگذار شده‌ نسبت‌ به‌ مبلغ‌ دفتري‌ آن‌ به‌دست‌ دهد. در چنين‌ شرايطي‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ دارايي‌ تحصيل‌ شده‌ برابر با مبلغ‌ دفتري‌ دارايي‌ واگذار شده‌ پس‌ از تعديل‌ از بابت‌ كاهش‌ ارزش‌ آن‌ است‌. هرگاه‌ داراييهاي‌ ديگري‌ از قبيل‌ وجه‌ نقد، بخشي‌ از مابه‌ازاي‌ مبادله‌ را تشكيل‌ دهد، اين‌ امر ممكن‌ است‌ بيانگر غيرمشابه‌بودن‌ ارزش‌ منصفانه‌ اقلام‌ مورد مبادله‌ باشد كه‌ دراين‌صورت‌ دارايي‌ تحصيل‌ شده‌ باتوجه‌ به‌ مفاد بند 19 اندازه‌گيري‌ خواهد شد.
مخارج‌ بعدي‌
21 . مخارج‌ بعدي‌ مرتبط‌ با يك‌ قلم‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود را كه‌ قبلاً به‌عنوان‌ دارايي‌ شناسايي‌ شده‌ است‌ بايد زماني‌ به‌ مبلغ‌ دفتري‌ دارايي‌ اضافه‌ كرد كه‌ شواهد كافي‌ مبني‌بر وقوع‌ جريان‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ ناشي‌ از اين‌ مخارج‌ كه‌ مازاد بر استاندارد عملكرد ارزيابي‌ شده‌ اوليه‌ دارايي‌ است‌، به‌درون‌ واحد تجاري‌ وجود داشته‌ باشد . ساير مخارج‌ بعدي‌ بايد در دوره‌ وقوع‌ به‌عنوان‌ هزينه‌ شناسايي‌ شود .
22 . مخارج‌ بعدي‌ مرتبط‌ با دارايي‌ ثابت‌ مشهود تنها زماني‌ به‌عنوان‌ دارايي‌ شناسايي‌ مي‌شود كه‌ مخارج‌ انجام‌ شده‌ موجب‌ بهبود وضعيت‌ دارايي‌ در مقايسه‌ با استاندارد عملكرد ارزيابي‌ شده‌اوليه‌ آن‌ گردد، به‌گونه‌اي‌ كه‌ شواهد كافي‌ مبني‌بر وقوع‌ جريان‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ ناشي‌ از اين‌ مخارج‌ به‌ درون‌ واحد تجاري‌ وجود داشته‌ باشد. نمونه‌هايي‌ از بهبود وضعيت‌ كه‌ منجربه‌ افزايش‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ دارايي‌ مي‌شود به‌شرح‌ زير است‌:
الف‌. اصلاح‌ فني‌ ماشين‌آلات‌ به‌منظور افزايش‌ عمر مفيد، شامل‌ افزايش‌ در ظرفيت‌ توليد آن‌.
ب‌ . بهسازي‌ قطعات‌ ماشين‌آلات‌ به‌منظور دستيابي‌ به‌ بهبودي‌ قابل‌ ملاحظه‌ در كيفيت‌ محصول‌.
ج‌ . بكارگيري‌ فرايندهاي‌ توليدي‌ جديد كه‌ موجب‌ كاهش‌ قابل‌ ملاحظه‌ در براورد قبلي‌ مخارج‌ عملياتي‌ گردد.
23 . مخارج‌ تعمير يا نگهداري‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود كه‌ به‌منظور حفظ‌ يا ترميم‌ منافع‌ اقتصادي‌ مورد انتظار واحد تجاري‌ از استاندارد عملكرد ارزيابي‌ شده‌ اوليه‌ دارايي‌، انجام‌ مي‌شود، معمولاً در زمان‌ وقوع‌، به‌عنوان‌ هزينه‌ شناسايي‌ مي‌گردد. براي‌ مثال‌، مخارج‌ سرويس‌ يا بازديد كلي‌ ماشين‌آلات‌ و تجهيزات‌ معمولاً به‌اين‌ دليل‌ كه‌ موجب‌ ترميم‌ و نه‌افزايش‌ استاندارد عملكرد ارزيابي‌ شده‌ اوليه‌ دارايي‌ مي‌گردد، هزينه‌ محسوب‌ مي‌شود.
24 . نحوه‌ عمل‌ حسابداري‌ مناسب‌ براي‌ مخارج‌ بعد از تحصيل‌ يك‌ قلم‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود به‌شرايط‌ ملحوظ‌شده‌ در زمان‌ اندازه‌گيري‌ و شناخت‌ اوليه‌ آن‌ دارايي‌ و نيز قابليت‌ بازيافت‌ اين‌ مخارج‌ بستگي‌ دارد. براي‌ مثال‌، هرگاه‌ كاهش‌ منافع‌ اقتصادي‌ يك‌ قلم‌ دارايي‌ ثابت‌ قبلاً در مبلغ‌ دفتري‌ آن‌ ملحوظ‌ شده‌ باشد، مخارجي‌ كه‌ بعداً براي‌ ترميم‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ مورد انتظار دارايي‌ انجام‌ مي‌شود، به‌حساب‌ دارايي‌ مربوط‌ منظور مي‌گردد، به‌شرط‌آنكه‌ مبلغ‌ دفتري‌ جديد از مبلغ‌ قابل‌ بازيافت‌ آن‌ دارايي‌ تجاوز نكند. اين‌حالت‌ همچنين‌ در مواردي‌ مصداق‌ دارد كه‌ قيمت‌ خريد يك‌ دارايي‌، شواهدي‌ در مورد تعهد واحد تجاري‌ مبني‌بر انجام‌ مخارجي‌ به‌دست‌ دهد كه‌ براي‌ رساندن‌ دارايي‌ به‌ وضعيت‌ قابل‌ بهره‌برداري‌ ضرورت‌ دارد. دراين‌ارتباط‌ از تحصيل‌ يك‌ ساختمان‌ كه‌ نياز به‌ بازسازي‌ دارد مي‌توان‌ نام‌ برد. درچنين‌ شرايطي‌، مخارج‌ بعدي‌ تا ميزاني‌ كه‌ در فرايند استفاده‌ از دارايي‌ قابل‌ بازيافت‌ باشد، به‌ مبلغ‌ دفتري‌ افزوده‌ مي‌شود.
25 . اجزاي‌ عمده‌ برخي‌ از اقلام‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود ممكن‌ است‌ مستلزم‌ جايگزيني‌ در فواصل‌ منظم‌ باشد. براي‌ نمونه‌، يك‌ كوره‌ ذوب‌ شيشه‌ ممكن‌ است‌ پس‌ از كاركرد معيني‌، مستلزم‌ تعويض‌ آجرهاي‌ نسوز باشد، يا اجزاي‌ درون‌ يك‌ هواپيما از قبيل‌ صندليها ممكن‌ است‌ در طول‌ عمر مفيد هواپيما چندين‌بار نياز به‌ جايگزيني‌ داشته‌ باشد. اجزاي‌ مزبور به‌عنوان‌ دارايي‌ جداگانه‌ تلقي‌ مي‌گردد، زيرا عمر مفيد آنها با عمر مفيد دارايي‌ اصلي‌ مربوط‌ متفاوت‌ است‌. بنابراين‌ به‌شرط‌ آنكه‌ معيارهاي‌ شناخت‌ مندرج‌ در بند 6 رعايت‌ گردد، مخارج‌ تحمل‌شده‌ براي‌ جايگزيني‌ اين‌ اجزا به‌عنوان‌ تحصيل‌ يك‌ دارايي‌ جداگانه‌ محسوب‌ و دارايي‌ قبلي‌ از حسابها حذف‌ مي‌شود.
اندازه‌گيري‌ پس‌ از شناخت‌ اوليه‌
26 . پس‌ از شناخت‌ اوليه‌ يك‌ قلم‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود ، اين‌ قلم‌ بايد به‌ مبلغ‌ دفتري‌ يعني‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ پس‌ از كسر استهلاك‌ انباشته‌ و ذخيره‌ كاهش‌ ارزش‌ ، در ترازنامه‌ ارائه‌ شود .
تجديد ارزيابي‌ به‌ عنوان‌ نحوه‌ عمل‌ مجاز جايگزين‌
27 . موضوع‌ تجديد ارزيابي‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهودي‌ كه‌ به‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ تاريخي‌ در صورتهاي‌ مالي‌ منعكس‌ مي‌گردد، ابتدا در كشورهاي‌ پيشرفته‌ صنعتي‌ و در دورانهايي‌ كه‌ تورم‌ كم‌سابقه‌اي‌ براقتصاد آنها حاكم‌ بوده‌ است‌ مطرح‌ گرديد و به‌تدريج‌ به‌گونه‌اي‌ اختياري‌ توسط‌ واحدهاي‌ تجاري‌ اين‌ كشورها مورد عمل‌ قرار گرفته‌ است‌. با وجود ناسازگاري‌ اين‌ نحوه‌ عمل‌ با مفاهيم‌ زيربناي‌ نظام‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ تاريخي‌، محافل‌ حرفه‌اي‌ اين‌ كشورها در برخوردي‌ عمل‌گرايانه‌ با موضوع‌، نسبت‌ به‌ انتشار استانداردهايي‌ در اين‌ زمينه‌ اقدام‌ كرده‌اند.
28 . در كشور ما نيز در سالهاي‌ اخير بنابه‌ ملاحظات‌ گوناگون‌ موارد معدودي‌ از تجديد ارزيابي‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود توسط‌ واحدهاي‌ تجاري‌ از جمله‌ بانكها انجام‌ گرفته‌ است‌ و باتوجه‌به‌ شرايط‌ اقتصادي‌ موجود، انتظار مي‌رود كه‌ واحدهاي‌ تجاري‌ بيشتري‌ موضوع‌ تجديد ارزيابي‌ را مورد ملاحظه‌ جدي‌ قرار دهند.
29 . به‌ موجب‌ رويه‌ مندرج‌ در بند 13 ، داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود به‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ در صورتهاي‌ مالي‌ منعكس‌ مي‌شود. از سـوي‌ ديگـر به‌دليـل‌ وجـود شـرايـط‌ تورمي‌ در چنـد سـال‌ اخيـر، ارزش‌ منصفانه‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود به‌طور قابل‌ ملاحظه‌اي‌ نسبت‌ به‌ مبالغ‌ دفتري‌ مبتني‌بر بهاي‌ تمام‌ شده‌ تاريخي‌ آن‌ افزايش‌ يافته‌ كه‌ اين‌ امر خصوصيت‌ كيفي‌ مربوط‌بودن‌ اطلاعات‌ و درنتيجه‌ مفيدبودن‌ اطلاعات‌ مندرج‌ در صورتهاي‌ مالي‌ را كاهش‌ داده‌ است‌.
30 . باتوجه‌ به‌ ملاحظات‌ بالا، منع‌ انعكاس‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود به‌ بهاي‌ تجديد ارزيابي‌ موجب‌ مي‌گردد آن‌ گروه‌ از واحدهاي‌ تجاري‌ كه‌ در حال‌حاضر داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود خود را به‌ بهاي‌ تجديد ارزيابي‌ نمايش‌ داده‌اند، اجباراً نسبت‌ به‌ تجديد ارائـه‌ آنها به‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ تاريخي‌ اقدام‌ كنند. مضافاً، اگر ارزيابيهاي‌ موجود پذيرفته‌ شود و مشمول‌ ارائـه‌ مجدد به‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ تاريخي‌ نگردد، اقلام‌ تجديد ارزيابي‌ شده‌ به‌تدريج‌ محتواي‌ اطلاعاتي‌ خود را از نظر مربوط‌بودن‌ اطلاعات‌ از دست‌ مي‌دهد. باتوجه‌ به‌ موارد ياد شده‌ منع‌ تجديد ارزيابي‌ راه‌حل‌ مناسب‌ و مطلوبي‌ به‌نظر نمي‌رسد.
31 . اين‌ استاندارد ، درصورت‌ رعايت‌ شرايط‌ مذكور در بندهاي‌ 34 ، 35 و 43 ، تجديد ارزيابي‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود را به‌عنوان‌ يك‌ نحوه‌ عمل‌ جايگزين‌ ، مجاز مي‌داند . درصورت‌ اتخاذ نحوه‌ عمل‌ جايگزين‌، پس‌ از شناخت‌ اوليه‌ يك‌ قلم‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود در صورتهاي‌ مالي‌ ، اين‌ قلم‌ بايد به‌ مبلغ‌ تجديد ارزيابي‌ يعني‌ ارزش‌ منصفانه‌ دارايي‌ در تاريخ‌ تجديد ارزيابي‌ پس‌ از كسر استهلاك‌ انباشته‌ مبتني‌بر مبلغ‌ تجديد ارزيابي‌ ، نمايش‌ يابد . پس‌ از انجام‌ تجديد ارزيابي‌ ، استهلاك‌ انباشته‌ قبلي‌ حذف‌ و مبلغ‌ تجديد ارزيابي‌ ، از هر نظر جايگزين‌ ناخالص‌ مبلغ‌ دفتري‌ قبلي‌ آن‌ دارايي‌ خواهد شد
32. رعايت‌ شرايط‌ موردنظر براي‌ تجديد ارزيابي‌، علاوه‌بر افزايش‌ اعتبار مبالغ‌ تجديد ارزيابي‌ در سطح‌ واحدهاي‌ تجاري‌، قابليت‌ مقايسه‌ صورتهاي‌ مالي‌ واحدهاي‌ تجاري‌ مختلف‌ را بهبود مي‌بخشد و اطلاعاتي‌ را فراهم‌ مي‌آورد تا به‌موجب‌ آن‌ بتوان‌ عملكرد مالي‌ و وضعيت‌ مالي‌ آن‌دسته‌ از واحدهاي‌ تجاري‌ را كه‌ تمام‌ يا بخشي‌ از داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود آنها به‌ مبلغ‌ تجديد ارزيابي‌ نمايش‌ يافته‌ است‌ به‌گونه‌اي‌ اتكاپذير با عملكرد مالي‌ و وضعيت‌ مالي‌ واحدهايي‌ كه‌ نسبت‌ به‌ تجديدارزيابي‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود خود اقدام‌ نكرده‌اند، مقايسه‌ كرد.
ضوابط‌ تجديد ارزيابي‌
33 . چنانچه‌ مبالغ‌ تجديد ارزيابي‌ در مراحل‌ بعدي‌ مورد تجديدنظر قرار نگيرد، مفيدبودن‌ اطلاعات‌ مربوط‌ به‌ اقلام‌ تجديد ارزيابي‌ شده‌ براي‌ استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌، دچار محدوديت‌ مي‌شود. همچنين‌ به‌منظور اجتناب‌ از مخدوش‌شدن‌ صورتهاي‌ مالي‌، تجديد ارزيابي‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود بايد به‌گونه‌اي‌ سيستماتيك‌ صورت‌ گيرد. از اين‌رو دراين‌ استاندارد، ضوابطي‌ در ارتباط‌ با "تناوب‌ تجديد ارزيابي‌" ، "انتخاب‌ دارايي‌ جهت‌ تجديد ارزيابي‌ " ، "تعيين‌ مبلغ‌ تجديد ارزيابي‌" و "مشخصات‌ ارزياب‌" ، ارائه‌ مي‌شود.
تناوب‌ تجديد ارزيابي‌
34 . مبالغ‌ تجديد ارزيابي‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود بايد در فواصل‌ زماني‌ منظم‌ تجديدنظر شود، به‌گونه‌اي‌ كه‌ ارزش‌ منصفانه‌ يك‌ طبقه‌ از داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود تجديد ارزيابي‌ شده‌ به‌ميزان‌ با اهميتي‌ از مبلغ‌ دفتري‌ آن‌ در تاريخ‌ ترازنامه‌ متفاوت‌ نباشد . به‌ عنوان‌ يك‌ راه‌حل‌ عملي‌ و سيستماتيك‌ مناسب‌ در شرايط‌ موجود ، به‌ موجب‌ اين‌ استاندارد در صورت‌ اتخاذ روش‌ تجديد ارزيابي‌ ، تكرار منظم‌ آن‌ با دوره‌ تناوب‌ ثابت‌، هر 3 الي‌ 5 سال‌ ضرورت‌ دارد .
انتخاب‌ دارايي‌ جهت‌ تجديد ارزيابي‌
35 . هرگاه‌ يك‌ قلم‌ از داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود تجديد ارزيابي‌ شود ، تجديد ارزيابي‌ تمام‌ اقلام‌ طبقه‌اي‌ كه‌ دارايي‌ مزبور به‌ آن‌ تعلق‌ دارد، الزامي‌ است‌ .
36 . يك‌ طبقه‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود به‌ گروهي‌ از داراييهاي‌ با ماهيت‌ و كاربرد مشابه‌ در عمليات‌ واحد تجاري‌ اطلاق‌ مي‌گردد. تجديد ارزيابي‌ همزمان‌ اقلام‌ يك‌ طبقه‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود به‌ آن‌ دليل‌ ضرورت‌ دارد كه‌ از ارزيابي‌ اختياري‌ داراييها و گزارش‌ آنها در صورتهاي‌ مالي‌ كه‌ منجر به‌ اختلاط‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ تاريخي‌ و ارزشهاي‌ منصفانه‌ در تاريخهاي‌ متفاوت‌ مي‌گردد، اجتناب‌ شود. نمونه‌هايي‌ از طبقات‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود به‌شرح‌ زير است‌:
الف‌. زمين‌
ب‌ . ساختمان‌
ج‌ . ماشين‌آلات‌ و تجهيزات‌
د . كشتي‌ها
ه. هواپيماها
و . وسايل‌ نقليه‌
ز . اثاثيه‌ و منصوبات‌
ح‌ . تأسيسات‌
داراييهايي‌ از يك‌ طبقه‌ كه‌ در موقعيتهاي‌ جغرافيايي‌ متفاوتي‌ نگهداري‌ مي‌شود، طبقه‌ جداگانه‌اي‌ از داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود را تشكيل‌ نمي‌دهد.
تعيين‌ مبلغ‌ تجديد ارزيابي‌
37 . مبلغ‌ تجديد ارزيابي‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود عبارت‌ از ارزش‌ منصفانه‌ آن‌ در تاريخ‌ تجديد ارزيابي‌ است‌.
38 . ارزش‌ منصفانه‌ زمين‌ و ساختمان‌ معمولاً ارزش‌ بازار دارايي‌ باتوجه‌ به‌ كاربرد فعلي‌ آن‌ است‌، به‌شرط‌ آنكه‌ دارايي‌ در همان‌ رشته‌ فعاليت‌ يا رشته‌ فعاليت‌ مشابه‌ به‌طور مستمر مورد استفاده‌ قرار گيرد. ارزش‌ بازار معمولاً به‌وسيله‌ ارزيابان‌ با صلاحيت‌ حرفه‌اي‌ تعيين‌ مي‌شود.
39 . ارزش‌ منصفانه‌ ماشين‌آلات‌ و تجهيزات‌ معمولاً ارزش‌ بازار آنهاست‌ كه‌ از طريق‌ ارزيابي‌ تعيين‌ مي‌شود. چنانچه‌ به‌دليل‌ ماهيت‌ تخصصي‌ ماشين‌آلات‌ و تجهيزات‌ و نيز اين‌ كه‌ اقلام‌ مذكور عمدتاً به‌صورت‌ بخشي‌ از يك‌ واحد تجاري‌ فعال‌ و نه‌ به‌صورت‌ جداگانه‌، فروخته‌ مي‌شود، شواهدي‌ درخصوص‌ ارزش‌ بازار آنها وجود نداشته‌ باشد، آن‌ اقلام‌ به‌ بهاي‌ جايگزيني‌ مستهلك‌ شده‌ ارزيابي‌ مي‌شود.
40 . براي‌ تعيين‌ ارزش‌ منصفانه‌، يك‌ قلم‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود براساس‌ استفاده‌ فعلي‌ آن‌ ارزيابي‌ مي‌شود. بااين‌حال‌ يك‌ دارايي‌ كه‌ احتمال‌ تغيير در كاربرد آن‌ وجود دارد برمبنايي‌ همانند ساير داراييهاي‌ مشابه‌ نگهداري‌ شده‌ براي‌ همان‌ استفاده‌ مورد نظر ارزيابي‌ مي‌شود. براي‌ مثال‌ هرگاه‌ زمين‌ كارخانه‌ به‌منظور ايجاد مركز خريد و فروش‌ درنظر گرفته‌ شده‌ و درنتيجه‌ براساس‌ ارزش‌ بازار ارزيابي‌ شود، تعيين‌ ارزش‌ كارخانه‌ و تجهيزات‌ آن‌ برمبناي‌ استفاده‌ فعلي‌ براي‌ واحد تجاري‌ مناسب‌ نخواهد بود.
41 . در تعيين‌ مبلغ‌ دفتري‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهودي‌ كه‌ به‌ مبلغ‌ تجديد ارزيابي‌ نمايش‌ مي‌يابد، بدان‌دليل‌ از ارزش‌ بازار استفاده‌ مي‌شود كه‌ خصوصيت‌ كيفي‌ قابل‌ اتكابودن‌ اطلاعات‌ مالي‌ حتي‌المقدور حفظ‌ شود. ارزش‌ بازار معمولاً درارتباط‌ با زمين‌ و ساختمان‌ قابل‌ تعيين‌ است‌، اما در مورد زمين‌ و ساختمانهاي‌ داراي‌ استفاده‌ خاص‌ مثل‌ پالايشگاهها، كارخانجات‌ موادشيميايي‌، نيروگاهها و تأسيسات‌ بندري‌ و يا زمين‌ و ساختمانهايي‌ كه‌ به‌دلايل‌ تجاري‌ يا عملياتي‌ خاصي‌ در نواحي‌ جغرافيايي‌ معيني‌ قرار دارند و يا از لحاظ‌ ساخت‌، اندازه‌، طرح‌ و مشخصات‌ و ساير ترتيبات‌ در وضعيتي‌ است‌ كه‌ تعيين‌ ارزش‌ بازار آنها ميسر نيست‌، از بهاي‌ جايگزيني‌ مستهلك‌ شده‌ استفاده‌ مي‌شود.
42 . بهاي‌ جايگزيني‌ مستهلك‌ شده‌ يك‌ ساختمان‌ متشكل‌ از ارزش‌ بازار زمين‌ مربوط‌ باتوجه‌به‌ استفاده‌ فعلي‌ آن‌ و همچنين‌ بهاي‌ جايگزيني‌ مستهلك‌ شده‌ براوردي‌ ساختمان‌ آن‌ است‌. براي‌ تعيين‌ بهاي‌ جايگزيني‌ مستهلك‌ شده‌ بايد بهاي‌ جايگزيني‌ يك‌ ساختمان‌ جديدالاحداث‌ مشابه‌ را از بابت‌ عمر ساختمان‌، شرايط‌ و فرسودگي‌ آن‌ و ساير عوامل‌ محيطي‌ كاهش‌ داد. در كاربرد مبناي‌ بهاي‌ جايگزيني‌ مستهلك‌ شده‌ جهت‌ ارزيابي‌ ساختمان‌، بايد دقت‌ كافي‌ معمول‌ داشت‌، چرا كه‌ معمولاً استفاده‌ از اين‌ روش‌ منجر به‌ ارزشي‌ بيشتر از ارزش‌ حاصل‌ از كاربرد مبناي‌ ارزش‌ بازار مي‌گردد. به‌همين‌ دليل‌ ابتدا بايد اطمينان‌ حاصل‌ كرد كه‌ ساختمان‌ مورد نظر واقعاً داراي‌ چنان‌ خصوصياتي‌ است‌ كه‌ تعيين‌ ارزش‌ بازار آن‌ غيرممكن‌ است‌. افزون‌ براين‌، لازم‌ است‌ كه‌ واحد تجاري‌ مربوط‌ به‌طور بالقوه‌ از چنان‌ سودآوري‌ برخوردار باشد تا كاربرد بهاي‌ جايگزيني‌ مستهلك‌ شده‌ توجيه‌پذير باشد. چنين‌ ملاحظاتي‌ ممكن‌ است‌ به‌ تعيين‌ ارزش‌ كمتري‌ براي‌ ساختمان‌ مربوط‌ منجر گردد.
مشخصات‌ ارزياب‌
43 . تجديد ارزيابي‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود، بايد توسط‌ ارزيابان‌ مستقل‌ و داراي‌ صلاحيت‌ حرفه‌اي‌، انجام‌ شود.
44 . از آنجا كه‌ مبالغ‌ دفتري‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهودي‌ كه‌ به‌ مبلغ‌ تجديد ارزيابي‌ در ترازنامه‌ نمايش‌ مي‌يابد، مبتني‌بر معاملات‌ واقعي‌ واحد تجاري‌ نيست‌، اعتبار صورتهاي‌ مالي‌ به‌ اين‌ امر بستگي‌ دارد كه‌ ارزياب‌ مربوط‌ تا چه‌ حد در زمينه‌ ارزيابي‌ طبقه‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود موردنظر داراي‌ صلاحيت‌ و تجربه‌ است‌. بدين‌لحاظ‌ اين‌ استاندارد مقرر مي‌دارد كه‌ ارزيابي‌ داراييها توسط‌ ارزيابان‌ مستقل‌ و داراي‌ صلاحيت‌ حرفه‌اي‌ انجام‌ شود. بااين‌حال‌ و باتوجه‌ به‌ اينكه‌ معتبر بودن‌ نتايج‌ ارزيابي‌ مدنظر است‌، چنانچه‌ واحد تجاري‌ ارزيابان‌ با صلاحيتي‌ در استخدام‌ خود داشته‌ باشد، استفاده‌ از اين‌ ارزيابان‌ به‌شرط‌ آنكه‌ نتايج‌ كار آنها مورد تأييد ارزيابان‌ مستقل‌ قرار گيرد بلامانع‌ خواهد بود.
مازاد تجديد ارزيابي‌
45 . افزايش‌ مبلغ‌ دفتري‌ يك‌ قلم‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود درنتيجه‌ تجديد ارزيابي‌ آن‌ (درآمد غيرعملياتي‌ تحقق‌ نيافته‌ ناشي‌ از تجديد ارزيابي‌) مستقيماً تحت‌ عنوان‌ مازاد تجديد ارزيابي‌ ثبت‌ و در ترازنامه‌ به‌عنوان‌ بخشي‌ از حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ طبقه‌بندي‌ مي‌شود و در صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌ انعكاس‌ مي‌يابد . هرگاه‌ افزايش‌ مزبور عكس‌ يك‌ كاهش‌ قبلي‌ ناشي‌ از تجديدارزيابي‌ باشد كه‌ به‌عنوان‌ هزينه‌ شناسايي‌ گرديده‌ است‌ ، دراين‌صورت‌ اين‌ افزايش‌ تا ميزان‌ هزينه‌ قبلي‌ شناسايي‌ شده‌ در رابطه‌ با همان‌ دارايي‌ بايد به‌عنوان‌ درآمد به‌ سود و زيان‌ دوره‌ منظور شود .
46 . كاهش‌ مبلغ‌ دفتري‌ يك‌ قلم‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود درنتيجه‌ تجديد ارزيابي‌ آن‌ به‌عنوان‌ هزينه‌ شناسايي‌ مي‌شود . هرگاه‌ كاهش‌ مزبور عكس‌ يك‌ افزايش‌ قبلي‌ ناشي‌ از تجديد ارزيابي‌ باشد كه‌ به‌ حساب‌ مازاد تجديد ارزيابي‌ منظور شده‌ است‌ ، دراين‌صورت‌ ، اين‌ كاهش‌ بايد تا ميزان‌ مازاد تجديد ارزيابي‌ مربوط‌ به‌ همان‌ دارايي‌ به‌ حساب‌ مازاد تجديد ارزيابي‌ بدهكار و در صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌ انعكاس‌ يابد و باقيمانده‌ به‌عنوان‌ هزينه‌ شناسايي‌ شود .
47 . در تعيين‌ تفاوت‌ مبلغ‌ تجديد ارزيابي‌ با مبلغ‌ دفتري‌ در تاريخ‌ تجديد ارزيابي‌، تعديلات‌ ناشي‌ از ملاحظات‌ مندرج‌ در بند 60 درخصوص‌ بررسي‌ ادواري‌ عمر مفيد دارايي‌ ثابت‌ مشهود بايد در تعيين‌ مبلغ‌ دفتري‌ در تاريخ‌ تجديد ارزيابي‌ مدنظر قرار گيرد.
48 . مازاد تجديد ارزيابي‌ منعكس‌ شده‌ در سرفصل‌ حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ در صورت‌ برقراري‌ شرايط‌ مندرج‌ در بند 49 اين‌ استاندارد بايد در زمان‌ تحقق‌ مستقيماً به‌ حساب‌ سود (زيان‌) انباشته‌ منظور شود .
49 . مازاد تجديد ارزيابي‌ به‌عنوان‌ يك‌ درآمد غيرعملياتي‌ تحقق‌ نيافته‌ در سرفصل‌ حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ منعكس‌ مي‌گردد. افزايش‌ سرمايه‌ به‌طور مستقيم‌، از محل‌ مازاد مزبور مجاز نيست‌ و انتقال‌ تمام‌ يا بخشي‌ از مازاد تجديد ارزيابي‌ به‌ سود (زيان‌) انباشته‌ با تحقق‌ درآمد مزبور تنها در موارد زير صورت‌ مي‌گيرد:
الف‌. بركناري‌ يا فروش‌ دارايي‌ مربوط‌
ب‌ . به‌ موازات‌ استفاده‌ از دارايي‌ توسط‌ واحد تجاري‌.
در شرايط‌ بند "ب‌" ، مبلغ‌ مازاد تحقق‌ يافته‌ معادل‌ تفاوت‌ بين‌ استهلاك‌ مبتني‌بر مبلغ‌ تجديد ارزيابي‌ دارايي‌ و استهلاك‌ مبتني‌بر بهاي‌ تمام‌ شده‌ تاريخي‌ آن‌ خواهد بود. از آنجا كه‌ كاربرد روش‌ تجديد ارزيابي‌ توسط‌ برخي‌ واحدهاي‌ تجاري‌ موجب‌ مي‌گردد اين‌ واحدهاي‌ تجاري‌ در مقايسه‌ با واحدهايي‌ كه‌ از روش‌ تجديد ارزيابي‌ استفاده‌ نكرده‌اند، سودآوري‌ كمتري‌ نشان‌ دهند و نيز اين‌ امر كه‌ كاهش‌ سود در اثر تجديد ارزيابي‌ به‌ نوعي‌، انحراف‌ از نظام‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ تاريخي‌ است‌، لذا معادل‌ استهلاك‌ اضافي‌ كه‌ در اثر تجديد ارزيابي‌ در حسابها منظور شده‌ است‌، ازحساب‌ مازاد تجديد ارزيابي‌ خارج‌ و مستقيماً به‌ حساب‌ سود (زيان‌) انباشته‌ منظور مي‌شود تابدين‌ ترتيب‌ سود قابل‌ تخصيص‌ تحت‌ تأثير تجديد ارزيابي‌ قرار نگيرد. بنابراين‌ ضمن‌ حفظ‌ نظام‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ تاريخي‌ مبتني‌بر مفهوم‌ نگهداشت‌ سرمايه‌ مالي‌ اسمي‌، اطلاعات‌ مفيدي‌ دررابطه‌ با ميزان‌ سود قابل‌ تخصيص‌ از محل‌ داراييهاي‌ تجديد ارزيابي‌ شده‌ دراختيار استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ قرار مي‌گيرد تا امكان‌ اتخاذ تصميم‌ مقتضي‌ نسبت‌به‌ تقسيم‌ سود يا نگهداشت‌ آن‌ از طريق‌ انتقال‌ به‌ سرمايه‌ يا اندوخته‌هاي‌ اختياري‌ فراهم‌ گردد.
50 . هرگاه‌ واحدهاي‌ تجاري‌ صرفاً مايل‌ به‌ ارائـه‌ اطلاعات‌ در مورد ارزش‌ منصفانه‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود از طريق‌ يادداشتهاي‌ توضيحي‌ باشند، پيروي‌ از ضوابط‌ مندرج‌ در اين‌ استاندارد الزامي‌ است‌.
استهلاك
51 . مبلغ‌ استهلاك‌پذير يك‌ قلم‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود بايد برمبنايي‌ سيستماتيك‌ طي‌ عمر مفيد آن‌ قلم‌ دارايي‌ مستهلك‌ شود. روش‌ استهلاك‌ مورد استفاده‌ ، بايد منعكس‌كننده‌ الگوي‌ مصرف‌ منافع‌ اقتصادي‌ دارايي‌ توسط‌ واحد تجاري‌ باشد . مبلغ‌ استهلاك‌ دوره‌ بايد به‌عنوان‌ هزينه‌ شناسايي‌ شود مگر آنكه‌ در مبلغ‌ دفتري‌ دارايي‌ ديگري‌ منظور گردد .
52 . به‌ موازات‌ مصرف‌ منافع‌ اقتصادي‌ يك‌ دارايي‌ توسط‌ واحد تجاري‌، مبلغ‌ دفتري‌ آن‌ دارايي‌ از طريق‌ منظور كردن‌ استهلاك‌ كاهش‌ داده‌ مي‌شود. احتساب‌ استهلاك‌ حتي‌ در مواردي‌ كه‌ ارزش‌ بازار دارايي‌ از مبلغ‌ دفتري‌ آن‌ بيشتر شود، ادامه‌ مي‌يابد.
53 . منافع‌ اقتصادي‌ يك‌ دارايي‌ عمدتاً از طريق‌ استفاده‌ از آن‌ دارايي‌ به‌ مصرف‌ مي‌رسد. بااين‌حال‌ ساير عوامل‌ مانند نابابي‌ فني‌، فرسودگي‌ و خرابي‌ دارايي‌ در زماني‌ كه‌ دارايي‌ بلااستفاده‌ مي‌ماند اغلب‌ منجر به‌ كاهش‌ منافع‌ اقتصادي‌ مورد انتظار از دارايي‌ مي‌گردد. درنتيجه‌ كليه‌ عوامل‌ زير در تعيين‌ عمر مفيد دارايي‌ مدنظر قرار مي‌گيرد:
الف‌. استفاده‌ موردانتظار واحد تجاري‌ از دارايي‌ (ميزان‌ استفاده‌ باتوجه‌به‌ ظرفيت‌ يا ميزان‌ توليد فيزيكي‌ مورد انتظار آن‌ تعيين‌ مي‌گردد)،
ب‌ . فرسودگي‌ و خرابي‌ مورد انتظار كه‌ به‌ عوامل‌ عملياتي‌ از قبيل‌ تعداد نوبتهاي‌ كاري‌ كه‌ طي‌ آن‌ دارايي‌ مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرد و برنامه‌ تعميرات‌ و نگهداري‌ دارايي‌ و مواظبت‌ و نگهداري‌ از دارايي‌ در زماني‌ كه‌ بلااستفاده‌ است‌، بستگي‌ دارد،
ج‌ . نابابي‌ فني‌ ناشي‌ از تغييرات‌ يا بهبود توليد يا تغيير در تقاضاي‌ بازار براي‌ محصولات‌ و خدمات‌ توليد شده‌ به‌وسيله‌ آن‌ دارايي‌، و
د . محدوديتهاي‌ قانوني‌ يا محدوديتهاي‌ مشابه‌ در مورد استفاده‌ از دارايي‌ از قبيل‌ وجود تاريخ‌ انقضا در مورد قراردادهاي‌ اجاره‌ سرمايه‌اي‌.
54 . عمر مفيد يك‌ دارايي‌ برحسب‌ استفاده‌ مورد انتظار واحد تجاري‌ از دارايي‌ تعريف‌ مي‌شود. خط‌مشي‌ واحد تجاري‌ در اداره‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود ممكن‌ است‌ متضمن‌ واگذاري‌ آنها پس‌ از مدتي‌ معين‌ يا پس‌ از مصرف‌ بخش‌ مشخصي‌ از منافع‌ اقتصادي‌ دارايي‌ باشد. بنابراين‌ عمر مفيد يك‌ دارايي‌ ممكن‌ است‌ كوتاهتر از عمر اقتصادي‌ آن‌ باشد. براورد عمر مفيد يك‌ قلم‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود موضوعي‌ قضاوتي‌ است‌ كه‌ عمدتاً برتجربه‌ واحد تجاري‌ در مورد دارايي‌ مشابه‌ مبتني‌ است‌.
55 . زمين‌ و ساختمان‌، داراييهاي‌ مجزا هستند و نحوه‌ حسابداري‌ آنها نيز حتي‌ اگر باهم‌ تحصيل‌ شوند، جداگانه‌ صورت‌ مي‌گيرد. زمين‌ معمولاً عمر نامحدود دارد و لذا مستهلك‌ نمي‌شود. ساختمان‌ عمر محدود دارد و بنابراين‌ دارايي‌ استهلاك‌پذير است‌. افزايش‌ در ارزش‌ زميني‌ كه‌ روي‌ آن‌ ساختمان‌ بنا شده‌ است‌ درتعيين‌ عمر مفيد ساختمان‌ اثر نمي‌گذارد.
56 . مبلغ‌ استهلاك‌پذير يك‌ دارايي‌ پس‌ از كسر ارزش‌ اسقاط‌ آن‌ دارايي‌ از بهاي‌ تمام‌ شده‌ يا مبلغ‌ تجديدارزيابي‌ تعيين‌ مي‌شود. در عمل‌ ارزش‌ اسقاط‌ يك‌ دارايي‌ اغلب‌ ناچيز است‌ و لذا درمحاسبه‌ مبلغ‌ استهلاك‌پذير، ناديده‌ گرفته‌ مي‌شود. در مواقعي‌ كه‌ دارايي‌ به‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ در حسابها انعكاس‌ مي‌يابد و ارزش‌ اسقاط‌ بااهميت‌ است‌، ارزش‌ اسقاط‌ درزمان‌ تحصيل‌ دارايي‌ براورد مي‌شود و از بابت‌ تغييرات‌ قيمت‌، افزايش‌ نمي‌يابد. بااين‌حال‌، هرگاه‌ دارايي‌ به‌ مبلغ‌ تجديد ارزيابي‌ در حسابها نمايش‌ يابد، براوردي‌ جديد از ارزش‌ اسقاط‌ در تاريخ‌ تجديد ارزيابي‌ لازم‌ است‌. اين‌ براورد مبتني‌بر ارزش‌ اسقاط‌ داراييهاي‌ مشابه‌ در تاريخ‌ تجديد ارزيابي‌ دارايي‌ موردنظر است‌ كه‌ عمر مفيدشان‌ خاتمه‌ يافته‌ است‌ و كاربرد آنها تحت‌ شرايطي‌ بوده‌ كه‌ قرار است‌ دارايي‌ مورد نظر درآن‌ شرايط‌ مورد استفاده‌ قرار گيرد.
57 . ممكن‌ است‌ بركناري‌ يا واگذاري‌ برخي‌ داراييهاي‌ خاص‌ در پايان‌ عمر مفيد آن‌ متضمن‌ هزينه‌هاي‌ قابل‌ ملاحظه‌اي‌ از قبيل‌ هزينه‌هاي‌ پياده‌سازي‌، جابجايي‌ يا پاكسازي‌ محيط‌ باشد، دراين‌صورت‌ باتوجه‌ به‌ ارزش‌ اسقاط‌ دارايي‌، ذخيره‌ لازم‌ براي‌ هزينه‌هاي‌ مزبور طي‌ عمر مفيد دارايي‌ در حسابها منظور مي‌شود.
58 . جهت‌ تخصيص‌ سيستماتيك‌ مبلغ‌ استهلاك‌پذير يك‌ دارايي‌ طي‌ عمر مفيد آن‌ مي‌توان‌ روشهاي‌ متفاوتي‌ را به‌كار گرفت‌. اين‌ روشها شامل‌ خط‌مستقيم‌، نزولي‌ و مجموع‌ آحاد (توليد يا كاركرد) است‌. روش‌ خط‌ مستقيم‌ به‌ استهلاك‌ ثابتي‌ طي‌ عمر مفيد دارايي‌ منجر مي‌شود. در روش‌ نزولي‌، استهلاك‌ طي‌ عمر مفيد دارايي‌ سال‌ به‌ سال‌ كاهش‌ مي‌يابد. درروش‌ مجموع‌ آحاد، استهلاك‌ برمبناي‌ ميزان‌ استفاده‌ يا توليد موردانتظار دارايي‌ محاسبه‌ مي‌شود. روش‌ استهلاك‌ مورد استفاده‌ براي‌ هر دارايي‌ براساس‌ الگوي‌ منافع‌ اقتصادي‌ مورد انتظار آن‌ دارايي‌ انتخاب‌ مي‌شود و به‌طور يكنواخت‌ از دوره‌اي‌ به‌دوره‌ ديگر اعمال‌ مي‌گردد مگر آنكه‌ تغييري‌ در الگوي‌ منافع‌ اقتصادي‌ مورد انتظار دارايي‌ مربوط‌ به‌وجود آيد.
59 . استهلاك‌ دوره‌ معمولاً به‌عنوان‌ هزينه‌ شناسايي‌ مي‌شود. بااين‌حال‌ در برخي‌ شرايط‌، منافع‌ اقتصادي‌ دارايي‌ به‌جاي‌ اينكه‌ به‌ هزينه‌ منجر شود، در توليد ساير داراييهاي‌ واحد تجاري‌ جذب‌ مي‌گردد. دراين‌حالت‌، استهلاك‌ بخشي‌ از بهاي‌ تمام‌ شده‌ اين‌ داراييها را تشكيل‌ مي‌دهد. براي‌مثال‌، استهلاك‌ ماشين‌آلات‌ و تجهيزات‌ توليدي‌ در مخارج‌ تبديل‌ موجودي‌ مواد و كالا منظور مي‌گردد (به‌ استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 8 با عنوان‌ حسابداري‌ موجودي‌ مواد و كالا رجوع‌ شود). به‌گونه‌اي‌ مشابه‌، استهلاك‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود مورد استفاده‌ در فعاليتهاي‌ توسعه‌ ممكن‌ است‌ جزء مخارج‌ توسعه‌ به‌شمار رود كه‌براساس‌ استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 7 با عنوان‌ حسابداري‌ مخارج‌ تحقيق‌ و توسعه‌ به‌ حساب‌ دارايي‌ منظور مي‌شود.
بررسي‌ عمر مفيد
60 . عمر مفيد يك‌ قلم‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود بايد به‌طور ادواري‌ بررسي‌ شود و چنانچه‌ تفاوت‌ قابل‌ ملاحظه‌اي‌ بين‌ پيش‌بيني‌هاي‌ فعلي‌ و براوردهاي‌ قبلي‌ وجود داشته‌ باشد ، استهلاك‌ دوره‌ جاري‌ و دوره‌هاي‌ آتي‌ بايد تعديل‌ گردد .
61 . طي‌ عمر يك‌ دارايي‌ ممكن‌ است‌ مشخص‌ شود كه‌ براورد عمر مفيد آن‌ نامناسب‌ است‌. براي‌ مثال‌ ممكن‌ است‌ مخارج‌ بعدي‌ مربوط‌ به‌ يك‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود كه‌ وضعيت‌ آن‌ را به‌ سطحي‌ بالاتر از عملكرد استاندارد ارزيابي‌ شده‌ قبلي‌ ارتقا داده‌ است‌، موجب‌ افزايش‌ عمر مفيد آن‌ دارايي‌ شده‌ باشد. همچنين‌ تغييرات‌ فناوري‌ يا تغييرات‌ در بازار محصولات‌ ممكن‌ است‌ عمر مفيد دارايي‌ را كاهش‌ دهد. در چنين‌ مواردي‌، عمر مفيد دارايي‌ و درنتيجه‌ نرخ‌ استهلاك‌ آن‌ در دوره‌ جاري‌ و دوره‌هاي‌ آتي‌ تعديل‌ مي‌شود.
62 . خط‌مشي‌ واحد تجاري‌ در زمينه‌ تعمير و نگهداري‌ نيز ممكن‌ است‌ برعمر مفيد دارايي‌ اثر بگذارد. اين‌ خط‌مشي‌ مي‌تواند منجر به‌ افزايش‌ عمر مفيد دارايي‌ يا افزايش‌ ارزش‌ اسقاط‌ آن‌ شود. بااين‌حال‌، اتخاذ اين‌ خط‌مشي‌ نياز به‌ احتساب‌ استهلاك‌ را منتفي‌ نمي‌سازد.
بررسي‌ روش‌ استهلاك‌
63 . روش‌ استهلاك‌ مورد استفاده‌ براي‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود بايد به‌طور ادواري‌ بررسي‌ شود و درصورت‌ تغيير قابل‌ ملاحظه‌ در الگوي‌ مصرف‌ منافع‌ اقتصادي‌ مورد انتظار داراييهاي‌ مربوط‌ ، جهت‌ انعكاس‌ الگوي‌ جديد ، روش‌ استهلاك‌ تغيير يابد . هرگاه‌ چنين‌ تغييري‌ در روش‌ استهلاك‌ لازم‌ شود ، اين‌ تغيير بايد به‌عنوان‌ تغيير در براورد حسابداري‌ محسوب‌ و استهلاك‌ دوره‌ جاري‌ و دوره‌هاي‌ آتي‌ دارايي‌ تعديل‌ شود .
بازيافت‌ مبلغ‌ دفتري‌‌
64 . مبلغ‌ دفتري‌ يك‌ قلم‌ يا گروهي‌ از اقلام‌ يكسان‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود بايد به‌طور ادواري‌ بررسي‌ شود. هرگاه‌ كاهشي‌ دائمي‌ در ارزش‌ يك‌ دارايي‌ يا گروهي‌ از اقلام‌ يكسان‌ دارايي‌ مشاهده‌ شود و بازيافت‌ كامل‌ مبلغ‌ دفتري‌ آن‌ غيرممكن‌ به‌نظر رسد، مبلغ‌ كاهش‌ بايد به‌ عنوان‌ هزينه‌ دوره‌ شناسايي‌ و مبلغ‌ دفتري‌ دارايي‌ از طريق‌ ايجاد ذخيره‌ به‌مبلغ‌ بازيافتني‌ براوردي‌ كاهش‌ داده‌ شود ، مگر آنكه‌ كاهش‌ مزبور عكس‌ يك‌ افزايش‌ قبلي‌ ناشي‌ از تجديد ارزيابي‌ باشد كه‌ در اين‌صورت‌ اين‌ كاهش‌ بايد براساس‌ بند 46 ، به‌ حساب‌ مازاد تجديد ارزيابي‌ منظور و در صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌ نيز منعكس‌ شود.
65 . بهاي‌ تمام‌ شده‌ يا مبلغ‌ تجديد ارزيابي‌ يك‌ دارايي‌ معمولاً به‌طور سيستماتيك‌ طي‌عمر مفيد آن‌ بازيافت‌ مي‌شود، اما در شرايطي‌ ممكن‌ است‌ ميزان‌ منافع‌ مورد انتظار ازيك‌ قلم‌ يا گروهي‌ از اقلام‌ يكسان‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود كاهش‌ يابد، به‌گونه‌اي‌ كه‌ مبلغ‌ بازيافتني‌ دارايي‌ از مبلغ‌ دفتري‌ آن‌ كمتر شود. شرايطي‌ كه‌ به‌ تنهايي‌ يا درمجموع‌ مي‌تواند درصورت‌ تداوم‌ طي‌ چند سال‌ متوالي‌ منجر به‌ لزوم‌ بررسي‌ امكان‌ كاهش‌ دائمي‌ درارزش‌ دارايي‌ گردد به‌شرح‌ زير است‌:
الف‌. خسارت‌ فيزيكي‌.
ب‌ . بلااستفاده‌ ماندن‌ دارايي‌.
ج‌ . زيان‌دهي‌ عملياتي‌ دارايي‌.
د . جريانهاي‌ نقدي‌ منفي‌ ناشي‌ از دارايي‌.
ه . كاهش‌ خالص‌ ارزش‌ فروش‌ دارايي‌ به‌ مبلغي‌ كمتر از مبلغ‌ دفتري‌ آن‌.
و . نابابي‌ فني‌.
ز . تغييرات‌ قانوني‌ يا محيطي‌ مؤثر برقابليت‌ بازيافت‌ مبلغ‌ دفتري‌ دارايي‌.
ح‌ . تغييرات‌ ساختاري‌ در شرايط‌ اقتصادي‌.
ط‌ . فزوني‌ قابل‌ ملاحظه‌ مخارج‌ انباشته‌ تحصيل‌ يك‌ دارايي‌ بربهاي‌ تمام‌ شده‌ مورد انتظار آن‌.
66 . كاهش‌ دائمي‌ در ارزش‌ يك‌ دارايي‌ يا گروهي‌ از اقلام‌ يكسان‌ دارايي‌ به‌ اين‌ معناست‌ كه‌ انتظار نمي‌رود كاهش‌ مزبور در آينده‌ قابل‌ پيش‌بيني‌ به‌دليل‌ افزايش‌ مجدد ارزش‌ دارايي‌ برگشت‌ شود. بدين‌ترتيب‌، كاهش‌ موقت‌ در ارزش‌ داراييها كه‌ احتمال‌ معكوس‌شدن‌ آنها وجود دارد به‌ ايجاد ذخيره‌ در حسابها منجر نمي‌گردد.
67 . مبلغ‌ بازيافتني‌ هر قلم‌ دارايي‌ يا گروهي‌ از داراييهاي‌ يكسان‌، به‌طور جداگانه‌ تعيين‌ مي‌گردد و مبلغ‌ دفتري‌ دارايي‌ تا ميزان‌ مبلغ‌ بازيافتني‌ كه‌ براساس‌ "تك‌تك‌ داراييهـا" يا "گروه‌ يكسان‌ از داراييهـا" تعيين‌ شده‌ است‌، كاهش‌ مي‌يابد.
68 . داراييهاي‌ يكسان‌ به‌ گروهي‌ از داراييهاي‌ همطراز اطلاق‌ مي‌شود كه‌ از نظر كاربرد داراي‌ قابليت‌ جايگزيني‌ با يكديگر باشند. براي‌ مثال‌، ماشين‌آلات‌ بافندگي‌ با فناوري‌ مشابه‌، ماشينهاي‌ تراش‌ معمولي‌ و ماشينهاي‌ تراش‌ رايانه‌اي‌، هريك‌ گروههاي‌ داراييهاي‌ يكساني‌ را تشكيل‌ مي‌دهند.
ملاحظات‌ مربوط‌ به‌ تعيين‌ مبلغ‌ بازيافتني‌
69 . باتوجه‌ به‌ مفاد فصل‌ پنجم‌ مفاهيم‌ نظري‌ گزارشگري‌ مالي‌ ، براي‌ تعيين‌ مبلغ‌ بازيافتني‌ يك‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود، خالص‌ ارزش‌ فروش‌ آن‌ با ارزش‌ اقتصادي‌ دارايي‌ مقايسه‌ و رقم‌ بزرگتر به‌عنوان‌ مبلغ‌ بازيافتني‌ انتخاب‌ مي‌شود.
70 . خالص‌ ارزش‌ فروش‌ يك‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود عبارت‌ است‌ از وجه‌نقد يا معادل‌ آن‌ كه‌ از طريق‌ فروش‌ دارايي‌ در شرايط‌ عادي‌ و پس‌ از كسر كليه‌ هزينه‌هاي‌ مرتبط‌ با فروش‌ حاصل‌ مي‌شود. ارزش‌ اقتصادي‌ يك‌ قلم‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود عبارت‌ از ارزش‌ فعلي‌ خالص‌ جريانهاي‌ ورودي‌ نقدي‌ آتي‌ (خالص‌ جريانهاي‌ ورودي‌ و خروجي‌ حاصل‌ از استفاده‌ مستمر از داراييها و فروش‌ بعدي‌ آن‌) است‌ كه‌ انتظار مي‌رود دارايي‌ مربوط‌ در روال‌ عادي‌ فعاليتهاي‌ تجاري‌ ايجاد كند.
71 . تعيين‌ مبلغ‌ قابل‌ بازيافت‌ حاصل‌ از كاربرد يك‌ قلم‌ دارايي‌ برمبناي‌ ارزش‌ فعلي‌ خالص‌ جريانهاي‌ ورودي‌ نقدي‌ آتي‌ به‌ سبب‌ ابهامات‌ موجود در مورد زمان‌ و ميزان‌ جريانهاي‌ ورودي‌ و خروجي‌ نقدي‌ آتي‌ و عدم‌ دسترسي‌ به‌ نرخ‌ تنزيل‌ مناسب‌، دربرگيرنده‌ مشكلات‌ عملي‌ فراواني‌است‌. براي‌ مثال‌، گاه‌ انتساب‌ جريانهاي‌ نقدي‌ به‌ داراييهاي‌ منفرد عملي‌ نيست‌. همچنين‌، قابليت‌ جايگزيني‌ داراييها بايكديگر و كسب‌ جريانهاي‌ نقدي‌ مشترك‌ و نيز ابهام‌ در مورد شرايط‌ اقتصادي‌ آتي‌ حاكم‌بر محيط‌ فعاليت‌ واحد تجاري‌ از مواردي‌ است‌ كه‌ تعيين‌ مبلغ‌ قابل‌ بازيافت‌ حاصل‌ از كاربرد داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود را با اشكال‌ مواجه‌ مي‌سازد. گفتني‌ است‌ كه‌ مشكلات‌ عملي‌ مورد اشاره‌ محدود به‌ محيط‌ اقتصادي‌ حاكم‌بر فعاليت‌ واحدهاي‌ تجاري‌ كشور ما نيست‌، بلكه‌ در مورد جوامع‌ پيشرفته‌ صنعتي‌ كه‌ ابهامات‌ مربوط‌ به‌ جريانهاي‌ نقدي‌ آتي‌ و تعيين‌ نرخ‌ تنزيل‌ مناسب‌ از شدت‌ كمتري‌ برخوردار است‌، نيز مصداق‌ دارد.
افزايش‌ بعدي‌ در مبلغ‌ بازيافتني‌ تحت‌ نظام‌ بهاي‌ تمام‌شده‌ تاريخي‌
72 . افزايش‌ بعدي‌ در مبلغ‌ بازيافتني‌ يك‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود كه‌ براساس‌ مندرجات‌ بند 64 ، به‌ كمتر از بهاي‌ تمام‌شده‌ در حسابها انعكاس‌ دارد ، به‌شرط‌ آنكه‌ شرايط‌ و رويدادهايي‌ كه‌ منجر به‌ كاهش‌ يا حذف‌ مبلغ‌ دفتري‌ آن‌ دارايي‌ شده‌ ، برطرف‌ گردد و شواهد متقاعدكننده‌اي‌ حاكي‌ از ادامه‌ شرايط‌ و رويدادهاي‌ جديد در آينده‌ قابل‌ پيش‌بيني‌ وجود داشته‌ باشد ، بايد از طريق‌ برگشت‌ كاهش‌ قبلي‌ در حسابها منظور گردد . مبلغ‌ برگشت‌ شده‌ بايد به‌ميزان‌ استهلاكي‌ كه‌ با فرض‌ عدم‌ وقوع‌ كاهش‌ يا حذف‌، در حسابها به‌عنوان‌ استهلاك‌ شناسايي‌ مي‌شد ، كاهش‌ داده‌ شود .
افزايش‌ بعدي‌ مبلغ‌ بازيافتني‌ در تجديد ارزيابي‌
73 . افزايش‌ بعدي‌ مبلغ‌ بازيافتني‌ يك‌ دارايي‌ كه‌ براساس‌ تجديد ارزيابي‌ در حسابها انعكاس‌ يافته‌ است‌ بايد طبق‌ بند 45 به‌حساب‌ گرفته‌ شود.
بركناري‌ دائمي‌ و واگذاري‌
74 . يك‌ قلم‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود در زمان‌ واگذاري‌ يا هنگامي‌ كه‌ به‌طور دائمي‌ بلااستفاده‌ مي‌شود و هيچ‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ از واگذاري‌ آن‌ انتظار نمي‌رود، بايد از ترازنامه‌ حذف‌ شود.
75 . سود يا زيان‌ ناشي‌ از بركناري‌ يا واگذاري‌ يك‌ قلم‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود كه‌ معادل‌ تفاوت‌ عوايد خالص‌ براوردي‌ حاصل‌ از واگذاري‌ دارايي‌ و مبلغ‌ دفتري‌ آن‌ است‌ بايد به‌عنوان‌ درآمد يا هزينه‌ درصورت‌ سود و زيان‌ شناسايي‌ شود.
76 . هرگاه‌ تحت‌ شرايط‌ مندرج‌ در بند20، يك‌ قلم‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود با دارايي‌ مشابهي‌ معاوضه‌ گردد، بهاي‌ تمام‌ شده‌ دارايي‌ تحصيل‌ شده‌ معادل‌ مبلغ‌ دفتري‌ دارايي‌ واگذار شده‌، پس‌ از تعديل‌ بابت‌ هرگونه‌ مابه‌ازاي‌ نقدي‌ يا غيرنقدي‌ دريافت‌ يا واگذار شده‌ است‌ و سود يا زياني‌ حاصل‌ نمي‌شود.
77 . نحوه‌ حسابداري‌ معاملاتي‌ كه‌ طي‌ آن‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود به‌ قصد اجاره‌ بعدي‌ آن‌ به‌ فروش‌ مي‌رسد در استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 21 با عنوان‌ حسابداري‌ اجاره‌ها مربوط‌ مطرح‌ مي‌شود.
78 . داراييهاي‌ ثابت‌ مشهودي‌ كه‌ از استفاده‌ فعال‌ بركنار مي‌شود و به‌ قصد واگذاري‌ نگهداري‌ مي‌گردد، به‌" اقل‌ مبلغ‌ دفتري‌ دارايي‌ و خالص‌ ارزش‌ فروش‌ " منعكس‌ مي‌شود.
افشـا
79 . موارد زير بايد براي‌ هرطبقه‌ از داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود در صورتهاي‌ مالي‌ افشا شود:
الف‌. مباني‌ اندازه‌گيري‌ مورد استفاده‌ جهت‌ تعيين‌ ناخالص‌ مبلغ‌ دفتري‌ و درصورت‌ كاربرد بيش‌ از يك‌ مبنا ، ناخالص‌ مبلغ‌ دفتري‌ براساس‌ مبناي‌ مربوط‌ براي‌ هر گروه‌ ،
ب‌ . روشهاي‌ استهلاك‌ مورد استفاده‌ ،
ج‌ . عمر مفيد يا نرخهاي‌ استهلاك‌ مورد استفاده‌ ، و
د . صورت‌ تطبيق‌ ناخالص‌ مبلغ‌ دفتري‌ ، ذخيره‌ كاهش‌ دائمي‌ در ارزش‌ دارايي‌ و استهلاك‌ انباشته‌ در ابتدا و انتهاي‌ دوره‌ كه‌ برحسب‌ مورد نشان‌دهنده‌ موارد زير باشد :
ــ اضافات‌،
ــ واگذاري‌ و بركناري‌ دائمي‌ ،
ــ تحصيل‌ دارايي‌ از طريق‌ تركيب‌ واحدهاي‌ تجاري‌ ،
ــ افزايش‌ و كاهش‌ ناشي‌ از تجديد ارزيابي‌ مطابق‌ بندهاي‌ 31 ، 45 و 46 ،
ــ كاهش‌ مبلغ‌ دفتري‌ به‌ مبلغ‌ بازيافتني‌ مطابق‌ بند 64 ،
ــ برگشت‌ تمام‌ يا بخشي‌ از كاهش‌ قبلي‌ در خالص‌ مبلغ‌ دفتري‌ مطابق‌ بند 72 ،
ــ استهلاك‌ دوره‌ ،
ــ خالص‌ تفاوتهاي‌ ارزي‌ ناشي‌ از تسعير صورتهاي‌ مالي‌ يك‌ واحد مستقل‌ خارجي‌ ، و
ــ ساير اقلام‌ گردش‌ حسابهاي‌ بالا .
در موارد رديف‌ "د" ارائه‌ اطلاعات‌ مقايسه‌اي‌ الزامي‌ نيست‌ .
80 . در صورتهاي‌ مالي‌ همچنين‌ بايد موارد زير افشا گردد :
الف‌. تنزيل‌ جريانهاي‌ نقدي‌ آتي‌ مورد انتظار به‌ ارزشهاي‌ فعلي‌ به‌منظور تعيين‌ مبلغ‌ بازيافتني‌ اقلامي‌ از دارايي‌ ، درصورت‌ وجود ،
ب‌ . وجود و ميزان‌ محدوديت‌ در رابطه‌ با مالكيت‌ داراييها و نيز داراييهايي‌ كه‌ وثيقه‌ بدهيهاست‌ ،
ج‌ . مبلغ‌ مخارج‌ مربوط‌ به‌ داراييهاي‌ درجريان‌ ساخت‌ ، و
د . مبلغ‌ تعهدات‌ مربوط‌ به‌ تحصيل‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود .
81 . انتخاب‌ روش‌ استهلاك‌ و براورد عمر مفيد داراييها موضوعي‌ قضاوتي‌ است‌. بنابراين‌ افشاي‌ روشهاي‌ بكار گرفته‌ شده‌ و عمر مفيد براوردي‌ يا نرخهاي‌ استهلاك‌، اطلاعاتي‌ را دراختيار استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ قرار مي‌دهد تا آنها قادر به‌ بررسي‌ رويه‌هاي‌ اتخاذ شده‌ توسط‌ مديريت‌ و انجام‌ مقايسه‌ با ساير واحدهاي‌ تجاري‌ شوند. به‌ دلايل‌ مشابه‌، افشاي‌ استهلاك‌ تخصيص‌يافته‌ طي‌ دوره‌ و استهلاك‌ انباشته‌ در پايان‌ دوره‌ ضروري‌ است‌.
82 . يك‌ واحد تجاري‌، ماهيت‌ و اثر تغييرات‌ بااهميت‌ در براوردهاي‌ حسابداري‌ بر دوره‌ جاري‌ و دوره‌هاي‌ آتي‌ را طبق‌ استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 6 با عنوان‌ گزارش‌ عملكرد مالي‌ افشا مي‌كند. چنين‌ افشايي‌ ممكن‌ است‌ از تغييرات‌ در براوردهايي‌ ناشي‌ شود كه‌ به‌موارد زير مربوط‌ است‌:
الف‌. ارزشهاي‌ اسقاط‌.
ب‌ . عمر مفيد.
ج‌ . روش‌ استهلاك‌.
83 . چنانچه‌ اقلام‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود به‌ مبلغ‌ تجديد ارزيابي‌ انعكاس‌ يابد ، موارد زير بايد افشا شود :
الف‌. مبناي‌ تعيين‌ مبلغ‌ تجديد ارزيابي‌ (ارزش‌ بازار ، بهاي‌ جايگزيني‌ مستهلك‌ شده‌ و غيره‌) ،
ب‌ . تاريخ‌ مؤثر تجديد ارزيابي‌ ،
ج‌ . استفاده‌ از ارزياب‌ مستقل‌ يا ارزياب‌ داخلي‌ واحد تجاري‌ ،
د . مبلغ‌ دفتري‌ هر طبقه‌ از داراييها كه‌ درصورت‌ انعكاس‌ به‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ منهاي‌ استهلاك‌ انباشته‌، در صورتهاي‌ مالي‌ منعكس‌ مي‌شد.
ه مازاد تجديد ارزيابي‌ شامل‌ تغييرات‌ طي‌ د وره‌ و ذ كر محدوديت‌ تقسيم‌ آن‌ بين‌ صاحبان‌ سرمايه‌ ، و
و . دوره‌ تناوب‌ تجديد ارزيابي‌ به‌ تفكيك‌ هرطبقه‌ از داراييها .
84 . استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ همچنين‌ اطلاعات‌ زير را در رابطه‌ با نيازهايشان‌ مربوط‌ تلقي‌ مي‌كنند و لذا افشاي‌ مبالغ‌ مربوط‌ توسط‌ واحد تجاري‌ توصيه‌ مي‌شود:
الف‌. مبلغ‌ دفتري‌ داراييهايي‌ كه‌ به‌طور موقت‌ بلااستفاده‌ مانده‌ است‌،
ب‌ . ناخالص‌ مبلغ‌ دفتري‌ هرگونه‌ دارايي‌ كاملاً مستهلك‌ شده‌ كه‌ هنوز مورد استفاده‌ است‌،
ج‌ . مبلغ‌ دفتري‌ داراييهايي‌ كه‌ از استفاده‌ فعال‌ بركنار شده‌ و جهت‌ واگذاري‌ نگهداري‌ مي‌شود، و
د . درصورت‌ استفاده‌ از مبناي‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ تاريخي‌، ارزش‌ منصفانه‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهودي‌ كه‌ به‌طورقابل‌ ملاحظه‌اي‌ متفاوت‌ از مبلغ‌ دفتري‌ است‌.
تاريخ‌ اجرا
85 . الزامات‌ اين‌ استاندارد در مورد كليه‌ صورتهاي‌ مالي‌ كه‌ دوره‌ مالي‌ آنها از تاريخ‌ 1/1/1380 و بعد از آن‌ شروع‌ مي‌شود، لازم‌الاجراست‌.
مطابقت‌ با استانداردهاي‌ بين‌المللي‌ حسابداري‌
86 . با اجراي‌ الزامات‌ اين‌ استاندارد، مفاد استاندارد بين‌المللي‌ حسابداري‌ شماره‌ 16 با عنوان‌ اموال‌ ، ماشين‌آلات‌ و تجهيزات‌ نيز رعايت‌ مي‌شود.


  1   
کپی رایت تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت برای شرکت اخوان محاسب جنوب محفوظ است. توییتر گوگل پلاس فیسبوک لینکدین تلگرام اینستاگرام
طراحی و اجرا :