استاندارد حسابداري شماره 12

مقدمـه‌
1 . هدف‌ اين‌ استاندارد، حصول‌ اطمينان‌ از ارائه‌ اطلاعات‌ لازم‌ در صورتهاي‌ مالي‌ براي‌ جلب‌نظر استفاده‌كنندگان‌ به‌ اين‌ امر است‌ كه‌ وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ ممكن‌ است‌ تحت‌ تأثير وجود اشخاص‌ وابسته‌ و معاملات‌ بااهميت‌ با آنها قرار گرفته‌ باشد.
دامنه‌ كاربرد
2 . اين‌ استاندارد بايد تنها در مورد آن‌ دسته‌ از روابط‌ با اشخاص‌ وابسته‌ اعمال‌ شود كه‌ در بند 3 تشريح‌ و طبق‌ بند 8 تعديل‌ شده‌ است‌ .
3 . اين‌ استاندارد تنها به‌ آن‌ نوع‌ رابطه‌ با شخص‌ وابسته‌ مي‌پردازد كه‌ در بندهاي‌ الف‌ تا ه مشخص‌ شده‌ است‌:
الف‌. آن‌ دسته‌ از واحدهاي‌ تجاري‌ كه‌ مستقيم‌ يا غيرمستقيم‌ از طريق‌ يك‌ يا چند واسطه‌، واحد تجاري‌ گزارشگر را كنترل‌ مي‌كنند يا توسط‌ آن‌ كنترل‌ مي‌شوند يا با آن‌ تحت‌ كنترل‌ مشتركي‌ قرار دارند.
ب‌ . واحدهاي‌ تجاري‌ وابسته‌ (كه‌ در استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 20 با عنوان‌ حسابداري‌ سرمايه‌گذاري‌ در واحدهاي‌ تجاري‌ وابسته‌ مطرح‌ شده‌ است‌).
ج‌ . افرادي‌ كه‌ حق‌ راي‌ مستقيم‌ يا غيرمستقيم‌ در واحد تجاري‌ گزارشگردارند و اين‌ حق‌ رأي‌، نفوذ قابل‌ ملاحظه‌اي‌ در واحد تجاري‌ به‌ آنان‌ مي‌بخشد و خويشاوندان‌ نزديك‌ اين‌افراد.
د . مسئولان‌ ارشد كادر مديريت‌، يعني‌ كساني‌ كه‌ اختيار و مسئوليت‌ برنامه‌ريزي‌، هدايت‌، و كنترل‌ فعاليتها و منابع‌ عمده‌ واحد تجاري‌ گزارشگر را به‌عهده‌ دارند، شامل‌ اعضاي‌ هيأت‌ مديره‌، مديرعامل‌ و قائم‌مقام‌ وي‌ و مديران‌ ارشد اجرايي‌ و خويشاوندان‌ نزديك‌ اين‌ افراد.
ه . آن‌ دسته‌ از واحدهاي‌ تجاري‌ كه‌ سهم‌ قابل‌ ملاحظه‌اي‌ از حق‌ رأي‌ آنها، مستقيم‌ يا غيرمستقيم‌، در مالكيت‌ افراد مذكور در بندهاي‌ ج‌ يا د باشد يا اين‌ افراد بتوانند نفوذ افشاي‌ اطلاعات‌ درخصوص‌ اشخاص‌ وابسته‌ قابل‌ ملاحظه‌اي‌ برآن‌ واحدها اعمال‌ كنند (ازجمله‌ واحدهاي‌ تجاري‌ تحت‌ تملك‌ مديران‌ يا سهامداران‌ عمده‌ واحد تجاري‌ گزارشگر و آن‌ دسته‌ از واحدهاي‌ تجاري‌ كه‌ حداقل‌ يكي‌ از مسئولان‌ ارشد كادر مديريت‌ آنها با واحد تجاري‌ گزارشگر مشترك‌ باشد).
در بررسي‌ اين‌ كه‌ يك‌ رابطه‌، رابطه‌ با شخص‌ وابسته‌ است‌ يا خير، نه‌تنها شكل‌ حقوقي‌ بلكه‌ محتواي‌ آن‌ نيز بايد مورد توجه‌ قرار گيرد.
4 . افشاي‌ معاملات‌ با اشخاص‌ وابسته‌ ، در موارد زير ضرورت‌ ندارد:
الف‌. در صورتهاي‌ مالي‌ تلفيقي‌ در مورد معاملات‌ درون‌ گروهي‌ ،
ب‌ . در صورتهاي‌ مالي‌ واحد تجاري‌ اصلي‌ هنگامي‌ كه‌ همراه‌ صورتهاي‌ مالي‌ تلفيقي‌ انتشار يابد (به‌ استثناي‌ معاملات‌ موضوع‌ بند 20 اين‌ استاندارد) ، و
ج‌ . در صورتهاي‌ مالي‌ واحدهاي‌ تجاري‌ تحت‌ كنترل‌ دولت‌ درخصوص‌ معاملات‌ با ساير واحدهاي‌ تجاري‌ كه‌ مستقيماً ونه‌ از طريق‌ واحد تجاري‌ گزارشگر ، تحت‌ كنتـرل‌ دولت‌ باشد.
تعاريف‌
5 . اصطلاحات‌ ذيل‌ در اين‌ استاندارد با معاني‌ مشخص‌ زير بكار رفته‌ است‌:
• اشخاص‌ وابسته‌ دو يا چند شخص‌ ، اشخاص‌ وابسته‌ هستند اگر طي‌ دوره‌ مالي‌:
الف‌. يكي‌ بتواند ديگري‌ را مستقيم‌ يا غيرمستقيم‌ كنترل‌ كند ، يا
ب‌ . تحت‌ كنترل‌ مشترك‌ باشند ، يا
ج‌ . يك‌ شخص‌ درحدي‌ برسياستهاي‌ مالي‌ وعملياتي‌ شخص‌ ديگر نفوذ داشته‌ باشد كه‌ همواره‌ بتواند وي‌ را از تعقيب‌ منافع‌ مستقل‌ خود باز دارد ، يا
د . در انجام‌ يك‌ معامله‌ درحدي‌ تحت‌ نفوذ مشترك‌ باشند كه‌ منافع‌ مستقل‌ يكي‌ از آنها در آن‌ معامله‌ تحت‌الشعاع‌ منافع‌ ديگري‌ قرار گرفته‌ باشد.
• خويشاوندان‌ نزديك‌ به‌ خويشاوندان‌ نسبي‌ و سببي‌ فرداطلاق‌ مي‌شود كه‌ مي‌توان‌ انتظار داشت‌ در معامله‌ با واحد تجاري‌ ، در حدي‌ قابل‌ ملاحظه‌ وي‌ را تحت‌ نفوذ خود قرار دهند و يا تحت‌ نفوذ وي‌ واقع‌ شوند .
• معامله‌ با شخص‌ وابسته‌ عبارت‌ است‌ از انتقال‌ داراييها يا بدهيها يا انجام‌ خدمات‌ بين‌ اشخاص‌ وابسته‌ ، صرف‌نظر از مطالبه‌ يا عدم‌ مطالبه‌ قيمت‌
• كنتـرل‌ عبارت‌ است‌ از توانايي‌ هدايت‌ سياستهاي‌ مالي‌ و عملياتي‌ يك‌ واحد تجاري‌ به‌منظور كسب‌ منافع‌ اقتصادي‌ از فعاليتهاي‌ آن‌ .
• نفوذ قابل‌ ملاحظه‌ عبارت‌ است‌ از توانايي در تصميم‌گيريهاي‌ مربوط‌ به‌ سياستهاي‌ مالي‌ و عملياتي‌ واحد تجاري‌ ، ولي‌ نه‌ در حد كنترل‌ سياستهاي‌ مزبور .
6 . هنگامي‌ كه‌ يك‌ واحد تجاري‌ مستقيم‌ يا غيرمستقيم‌ از طريق‌ واحدهاي‌ تجاري‌ فرعي‌، مالك‌ بيش‌ از نصف‌ سهام‌ با حق‌ راي‌ واحد تجاري‌ ديگري‌ باشد، فرض‌ بر وجود كنترل‌ بر آن‌ است‌ مگر در موارد استثنايي‌ كه‌ بتوان‌ آشكارا نشان‌ داد چنين‌ مالكيتي‌، سبب‌ كنترل‌ واحد تجاري‌ نمي‌شود. همچنين‌ مالكيت‌ بخش‌ قابل‌ ملاحظه‌اي‌ از سهام‌ داراي‌ حق‌ راي‌ توام‌ با حق‌ هدايت‌ سياستهاي‌ مالي‌ و عملياتي‌ واحد تجاري‌، براساس‌ قانون‌ يا به‌ موجب‌ قرارداد، به‌ منزله‌ وجود كنترل‌ تلقي‌ مي‌شود.
7 . نفوذ قابل‌ ملاحظه‌ عمدتاً از طريق‌ عضويت‌ در هيأت‌ مديره‌ اعمال‌ مي‌شود، اما ممكن‌ است‌ از طرق‌ ديگر نظير مشاركت‌ در فرايند تعيين‌ سياستها، معاملات‌ مهم‌ فيمابين‌ يا وابستگي‌ به‌ اطلاعات‌ فني‌ نيز اعمال‌ شود. نفوذ قابل‌ ملاحظه‌ ممكن‌ است‌ از طريق‌ مالكيت‌ سهام‌، به‌موجب‌ قانون‌ يا از طريق‌ انعقاد قرارداد حاصل‌ شود. در مورد مالكيت‌ سهام‌، وجود نفوذ قابل‌ ملاحظه‌ براساس‌ معيارهاي‌ مندرج‌ در استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 20 با عنوان‌ حسابداري‌ سرمايه‌گذاري‌ در واحدهاي‌ تجاري‌ وابسته‌ مشخص‌ مي‌شود.
8 . طبق‌ مفاد اين‌ استاندارد، موارد زير اشخاص‌ وابسته‌ تلقي‌ نمي‌شود:
الف‌. تأمين‌كنندگان‌ تسهيلات‌ مالي‌ واحد تجاري‌، شوراهاي‌ كارگري‌، مؤسسات‌ خدمات‌ عمومي‌ و ادارات‌ دولتي‌، هرچند ممكن‌ است‌ آزادي‌ عمل‌ واحد تجاري‌ را محدود يا درفرايند تصميم‌گيريهاي‌ آن‌ شركت‌ كنند.
ب‌ . مشتريان‌، فروشندگان‌، توزيع‌كنندگان‌، يا نمايندگيهاي‌ واحد تجاري‌ حتي‌ با حجم‌ قابل‌ توجهي‌ از معاملات‌ فيمابين‌.
موضوع‌ اشخاص‌ وابسته‌
9 . رابطه‌ با اشخاص‌ وابسته‌ از ويژگيهاي‌ معمول‌ فعاليتهاي‌ تجاري‌ است‌. براي‌ مثال‌، در برخي‌ موارد، واحدهاي‌ تجاري‌ قسمتهاي‌ جداگانه‌اي‌ از فعاليتهاي‌ خود را از طريق‌ واحدهاي‌ تجاري‌ فرعي‌ يا وابسته‌ انجام‌ مي‌دهند و سهام‌ واحدهاي‌ تجاري‌ ديگر را به‌منظور سرمايه‌گذاري‌ يا به‌ دلايل‌ تجاري‌، به‌ ميزاني‌ خريداري‌ مي‌كنند تا بتوانند تصميمات‌ مالي‌ و عملياتي‌ واحدهاي‌ تجاري‌ سرمايه‌پذير را كنترل‌ يا برآنها نفوذ قابل‌ ملاحظه‌اي‌ اعمال‌كنند.
10 . رابطه‌ با اشخاص‌ وابسته‌ مي‌تواند بروضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ گزارشگر تأثير بگذارد. ممكن‌ است‌ اشخاص‌ وابسته‌ مبادرت‌ به‌ انجام‌ معاملاتي‌ كنند كه‌ بين‌ اشخاص‌ غيروابسته‌ معمول‌ نيست‌. همچنين‌، ممكن‌ است‌ شرايط‌ و مبالغ‌ معاملات‌ بين‌ اشخاص‌ وابسته‌ با شرايط‌ و مبالغ‌ معاملات‌ مشابه‌ بين‌ اشخاص‌ غيروابسته‌ يكسان‌ نباشد.
11 . اشخاص‌ تحت‌ كنترل‌ مشترك‌ به‌ اين‌ دليل‌ وابسته‌ تلقي‌ مي‌شوند كه‌ شخص‌ كنترل‌كننده‌ قادر است‌ اشخاص‌ تحت‌ كنترل‌ خود را به‌ انجام‌ معامله‌ يا خودداري‌ از انجام‌ آن‌ وادار يا شرايط‌ انجام‌ معامله‌ را تعيين‌ كند. بدين‌ترتيب‌، چنين‌ رابطه‌اي‌ مي‌تواند اثر بااهميتي‌ بروضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ گزارشگر داشته‌ باشد. براي‌ مثال‌، هرگاه‌ يك‌ يا چند شخص‌، هسته‌ كنترل‌كننده‌ هيأت‌ مديره‌ دو واحد تجاري‌ را تشكيل‌ دهند، اين‌ دو واحد تجاري‌ اشخاص‌ وابسته‌ تلقي‌ مي‌شوند.
12 . تفاوت‌ بين‌ "كنترل‌" و "نفوذ قابل‌ ملاحظه‌" در اين‌ است‌ كه‌ كنترل‌ متضمن‌ توان‌ اجبار شخص‌ كنترل‌شونده‌ به‌ تسليم‌ منافع‌ مستقل‌ خود است‌، درحالي‌كه‌ نتيجه‌ اعمال‌ نفوذ قابل‌ ملاحظـه‌ با قطعيت‌ كمتري‌ قابل‌ تعيين‌ است‌. دو شخص‌ وابسته‌ به‌ يك‌ شخص‌ ثالث‌ لزوماً اشخاص‌ وابسته‌ به‌يكديگر نيستند، براي‌ مثال‌:
الف‌. واحدهاي‌ تجاري‌ تنها به‌ دليل‌ اينكه‌ واحد تجاري‌ وابسته‌ سرمايه‌گذار واحدي‌ هستند، اشخاص‌ وابسته‌ تلقي‌ نمي‌شوند. اين‌ واحدهاي‌ تجاري‌ تنها تحت‌ نفوذ قابل‌ ملاحظه‌ واحدتجاري‌ سرمايه‌گذار و نه‌ تحت‌ كنترل‌ مشترك‌ آن‌ هستند. از اين‌رو رابطه‌ بين‌ آنها معمولاً آنچنان‌ ضعيف‌ است‌ كه‌ نمي‌توان‌ آنها را اشخاص‌ وابسته‌ به‌يكديگر تلقي‌ كرد.
ب‌ . دو شخصي‌ كه‌ يكي‌ از آنها تحت‌ كنترل‌ و ديگري‌ تحت‌ نفوذ قابل‌ ملاحظه‌ منبع‌ مشتركي‌ هستند، لزوماً اشخاص‌ وابسته‌ به‌يكديگر محسوب‌ نمي‌شوند و رابطه‌ بين‌ آنها معمولاً تلقي‌ آنها را به‌عنوان‌ اشخاص‌ وابسته‌ به‌يكديگر توجيه‌ نمي‌كند.
ج‌ . دو واحد تجاري‌ تنها به‌دليل‌ داشتن‌ يك‌ عضو مشترك‌ هيأت‌ مديره‌، اشخاص‌ وابسته‌ تلقي‌ نمي‌شوند.
در تحليل‌ شرايط‌ مختلف‌، ضرورت‌ دارد به‌ اين‌ مسأله‌ توجه‌ شود كه‌ "تحت‌الشعاع‌ قرار گرفتن‌ منافع‌ يكي‌ از طرفين‌ معامله‌ توسط‌ منافع‌ طرف‌ ديگر" معيار اساسي‌ جهت‌ تشخيص‌ اشخاص‌ وابسته‌ است‌ اعم‌ از اينكه‌ دو طرف‌ معامله‌ تحت‌ نفوذ قابل‌ ملاحظه‌ مشترك‌ باشند يا يكي‌ از آنها تحت‌ نفوذ قابل‌ ملاحظه‌ و ديگري‌ تحت‌ كنترل‌ منبع‌ مشتركي‌ قرار داشته‌ باشند.
13 . حتي‌ در مواردي‌ كه‌ معاملاتي‌ با اشخاص‌ وابسته‌ صورت‌ نگرفته‌ است‌، وجود رابطه‌ با اشخاص‌ وابسته‌ ممكن‌ است‌ بروضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ اثر بگذارد. ممكن‌ است‌ صرف‌ وجود چنين‌ رابطه‌اي‌ براي‌ تأثيرگذاردن‌ برمعاملات‌ بين‌ واحد تجاري‌ گزارشگر و اشخاص‌ ديگر كافي‌ باشد. مثلاً، پس‌ از اين‌ كه‌ يك‌ واحد تجاري‌ توسط‌ واحد تجاري‌ ديگر تملك‌ شد، ممكن‌ است‌ به‌ سبب‌ رقابت‌ بين‌ واحد تجاري‌ طرف‌ معامله‌ خود و يكي‌ از واحدهاي‌ تجاري‌ گروه‌، به‌ روابط‌ تجاري‌ با واحد تجاري‌ طرف‌ معامله‌ خود خاتمه‌ دهد. همچنين‌، صرف‌وجود رابطه‌ با اشخاص‌ وابسته‌ ممكن‌ است‌ سبب‌ گردد يكي‌ از دو طرف‌، به‌ علت‌ نفوذ قابل‌ ملاحظه‌ طرف‌ ديگر، از پرداختن‌ به‌ امري‌ اجتناب‌ كند. مثلاً ممكن‌ است‌ يك‌ واحد تجاري‌ فرعي‌ طبق‌ دستور واحد تجاري‌ اصلي‌ از انجام‌ فعاليتهاي‌ تحقيق‌ و توسعه‌ منع‌ شود.
14 . در مواردي‌ كه‌ وجود نفوذ قابل‌ ملاحظه‌ به‌ انجام‌ معامله‌اي‌ منجر نشود، تعيين‌ اثرات‌ نفوذ براي‌ مديريت‌ با مشكلات‌ ذاتي‌ همراه‌ خواهد بود. به‌ همين‌ جهت‌، اين‌ استاندارد واحدهاي‌ تجاري‌ را ملزم‌ به‌ افشاي‌ اين‌گونه‌ اثرات‌ نمي‌كند.
15 . طبق‌ فصل‌ دوم‌مفاهيم‌ نظري‌ گزارشگري‌ مالي‌ ،اطلاعاتي‌ با اهميت‌ تلقي‌ مي‌شود كه‌ بتواند برتصميمات‌ اقتصادي‌ استفاده‌كنندگان‌ كه‌ برمبناي‌ صورتهاي‌ مالي‌ اتخاذ مي‌شود، تأثير بگذارد. اعمال‌ كيفيت‌ اهميت‌ در زمينه‌ معاملات‌ با اشخاص‌ وابسته‌، مستلزم‌ دقت‌ خاص‌ است‌. در قضاوت‌ نسبت‌ به‌ اهميت‌ معاملات‌ با اشخاص‌ وابسته‌ نه‌تنها اهميت‌ آنها براي‌ واحد تجاري‌ گزارشگر، بلكه‌ اهميت‌ آنها در رابطه‌ با شخص‌ وابسته‌ طرف‌ معامله‌ نيز بايد در موارد زير مدنظر قرار گيرد:
الف‌. هنگامي‌ كه‌ شخص‌ وابسته‌ طرف‌ معامله‌ از مسئولان‌ ارشد كادر مديريت‌ يا از افراد صاحب‌ نفوذ يا افرادي‌ باشد كه‌ در رابطه‌ با وظيفه‌ مباشرت‌ پاسخگوي‌ صاحبان‌ سرمايه‌ واحد تجاري‌ گزارشگر است‌، يا
ب‌ . هرگاه‌ شخص‌ وابسته‌ طرف‌ معامله‌ از خويشاوندان‌ نزديك‌ فرد مورد اشاره‌ در بند "الف‌" باشد، يا
ج‌ . چنانچه‌ شخص‌ وابسته‌ طرف‌ معامله‌، واحد تجاري‌ تحت‌ كنترل‌ افراد مورد اشاره‌ در بندهاي‌ "الف‌" يا "ب‌" باشد.
16 . معمولاً انتقال‌ منابع‌، برمبناي‌ قيمت‌ مورد توافق‌ طرفين‌ در حسابها منظور مي‌گردد. درمورد اشخاص‌ غير وابسته‌، اين‌ قيمت‌ براساس‌ نرخ‌ مورد استفاده‌ در يك‌ معامله‌ حقيقي‌ و درشرايط‌ عادي‌ تعيين‌ مي‌شود. اما ممكن‌ است‌ فرايند تعيين‌ قيمت‌ در مورد اشخاص‌ وابسته‌ داراي‌ انعطافي‌ باشد كه‌ در معاملات‌ بين‌ اشخاص‌ غيروابسته‌ موجود نيست‌.
17 . واحدهاي‌ تجاري‌ روشهاي‌ گوناگوني‌ را براي‌ قيمت‌گذاري‌ موضوع‌ معاملات‌ بين‌ اشخاص‌ وابسته‌ بكار مي‌گيرند. آگاهي‌ از اين‌ روشها از جمله‌ مواردي‌ است‌ كه‌ مي‌تواند در تصميم‌گيريهاي‌ اقتصادي‌ استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌، مفيد واقع‌ گردد. نمونه‌هايي‌ از روشهاي‌ قيمت‌گذاري‌ موضوع‌ معاملات‌ بين‌ اشخاص‌ وابسته‌ به‌ شرح‌ زير است‌:
الف‌. يكي‌ از روشهاي‌ تعيين‌ قيمت‌ موضوع‌ معاملات‌ بين‌ اشخاص‌ وابسته‌، استفاده‌ از قيمت‌ فروش‌ كالاهاي‌ مشابهي‌ است‌ كه‌ در يك‌ بازار اقتصادي‌ مشابه‌، به‌ خريداري‌ فاقد وابستگي‌ به‌ فروشنده‌ فروخته‌ مي‌شود. در مواردي‌ كه‌ كالا و خدمات‌ عرضه‌ شده‌ به‌اشخاص‌ وابسته‌ و شرايط‌ مربوط‌، با موضوع‌ و شرايط‌ معاملات‌ عادي‌ تجاري‌ مشابهت‌ دارد، اغلب‌ از اين‌ روش‌ استفاده‌ مي‌شود. در تعيين‌ مخارج‌ تأمين‌ مالي‌ نيز غالباً از اين‌ روش‌ استفاده‌ مي‌شود.
ب‌ . در مواردي‌ كه‌ كالا، قبل‌ از فروش‌ به‌ يك‌ شخص‌ غير وابسته‌، بين‌ اشخاص‌ وابسته‌ مبادله‌ شده‌ باشد، اغلب‌ براي‌ تعيين‌ قيمت‌ فروش‌ بين‌ اشخاص‌ وابسته‌ بابت‌ پوشش‌ هزينه‌هاي‌ فروشنده‌ بعدي‌ و مبلغ‌ مناسبي‌ سود، درصدي‌ از قيمت‌ فروش‌ مجدد كسر مي‌گردد. تعيين‌ هزينه‌ها و سود فروشنده‌ بعدي‌ به‌گونه‌اي‌ كه‌ مناسب‌ سهم‌ وي‌ در فرايند معامله‌ باشد، توأم‌ با مشكلاتي‌ است‌ كه‌ به‌ اعمال‌ قضاوت‌ نياز دارد. در انتقال‌ ساير منابع‌، مانند حقوق‌ قانوني‌ و خدمات‌، نيز از اين‌ روش‌ استفاده‌ مي‌شود.
ج‌ . روش‌ ديگر براي‌ تعيين‌ قيمت‌ موضوع‌ معاملات‌ بين‌ اشخاص‌ وابسته‌ افزودن‌ درصد مناسبي‌ به‌ عنوان‌ سود به‌ بهاي‌ تمام‌شده‌ براي‌ عرضه‌كننده‌است‌. در تعيين‌ اقلامي‌ كه‌ مي‌توان‌ در بهاي‌ تمام‌شده‌ براي‌ عرضه‌كننده‌ منظور كرد و همچنين‌ در تعيين‌ درصد سود مربوط‌، ممكن‌ است‌ مشكلاتي‌ بروز كند. نسبتهاي‌ "سود به‌ فروش‌" يا "سود به‌ سرمايه‌ به‌كار گرفته‌شده‌" در صنايع‌ مشابه‌، از جمله‌ معيارهايي‌ است‌ كه‌ مي‌تواند به‌ تعيين‌ قيمت‌ كمك‌ كند.
18 . گاه‌، قيمت‌ موضوع‌ معاملات‌ با اشخاص‌ وابسته‌ طبق‌ روشهاي‌ مشروح‌ در بند 17 تعيين‌ نمي‌شود. براي‌ مثال‌ انتقال‌ دارايي‌ بين‌ واحدهاي‌ تجاري‌ دولتي‌ مشمول‌ اين‌ استاندارد ممكن‌ است‌ براساس‌ قوانين‌ آمره‌ به‌ ارزش‌ دفتري‌ صورت‌ گيرد. گاهي‌ نيز قيمتي‌ براي‌ موضوع‌ معامله‌ مطالبه‌ نمي‌شود، مانند ارائـه‌ رايگان‌ خدمات‌ مديريت‌ و اعطاي‌ قرض‌الحسنه‌.
19 . گاه‌، وضعيت‌ چنان‌ است‌ كه‌ در صورت‌ عدم‌ وجود رابطه‌، معامله‌اي‌ نيز صورت‌ نمي‌گرفت‌. براي‌ نمونه‌، يك‌ واحد تجاري‌ كه‌ بخش‌ عمده‌اي‌ از محصول‌ خود را به‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ به‌ واحد تجاري‌ اصلي‌ فروخته‌ است‌، ممكن‌ است‌ به‌علت‌ نبود مشتري‌ ديگري‌، به‌ فروش‌ آن‌ به‌ واحد تجاري‌ اصلي‌ مبادرت‌ كرده‌ باشد.
افشـا
20 . ماده‌ 129 اصلاحيه‌ قانون‌ تجارت‌ در مورد شركتهاي‌ سهامي‌ مقرر مي‌دارد كه‌ هيأت‌ مديره‌ شركت‌، گزارشي‌ درخصوص‌ معاملات‌ بابرخي‌ اشخاص‌ وابسته‌ به‌ اولين‌ مجمع‌ عمومي‌ عادي‌ صاحبان‌ سهام‌ ارائه‌ كند. اگرچه‌ افشاي‌ اطلاعات‌ در مورد معاملات‌ با اشخاص‌ وابسته‌ طبق‌ اين‌ استاندارد دربرگيرنده‌ اقلام‌ بااهميت‌ معاملات‌ مشمول‌ ماده‌ 129 مزبور است‌، ليكن‌ گزارش‌ كامل‌ معاملات‌ يادشده‌، طبق‌ قانون‌ ضرورت‌ دارد. بااين‌حال‌ درصورت‌ گزارش‌ معاملات‌ موضوع‌ ماده‌ 129 اصلاحيه‌ قانون‌ تجارت‌ از طريق‌ يادداشتهاي‌ توضيحي‌، جهت‌ جلوگيري‌ از تكرار معاملاتي‌ كه‌ براساس‌ اين‌ استاندارد افشاي‌ آنها ضرورت‌ دارد، مي‌توان‌ معاملات‌ مشمول‌ ماده‌ قانوني‌ مزبور را تحت‌ عنوان‌ معاملات‌ بااشخاص‌ وابسته‌ و به‌گونه‌اي‌ قابل‌ تفكيك‌ از ساير معاملات‌ افشا كرد.
21 . نمونه‌هاي‌ زير از جمله‌ معاملات‌ بااشخاص‌ وابسته‌ است‌ كه‌ ممكن‌ است‌ به‌ افشا درصورتهاي‌ مالي‌ واحد تجاري‌ گزارشگر منجر شود:
ــ خريد يا فروش‌ كالا،
ــ خريد يا فروش‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود و سرمايه‌گذاريها،
ــ ارائـه‌ يا دريافت‌ خدمات‌،
ــ قراردادهاي‌ نمايندگي‌،
ــ قراردادهاي‌ اجاره‌ به‌ شرط‌ تمليك‌،
ــ قراردادهاي‌ حق‌ امتياز،
ــ تأمين‌ منابع‌ مالي‌،
ــ ضمانتها و وثايق‌، و
ــ قراردادهاي‌ مديريت‌.
22 . معاملات‌ با اشخاص‌ وابسته‌ اساساً در دوره‌اي‌ افشا مي‌شود كه‌ صورتهاي‌ مالي‌ واحد تجاري‌ گزارشگر تحت‌ تأثير آنها قرار گرفته‌ است‌. بااين‌حال‌ در راستاي‌ ارائـه‌ اطلاعات‌ مفيد، افشاي‌ اطلاعات‌ در مورد انعقاد قراردادهايي‌ كه‌ عمدتاً صورتهاي‌ مالي‌ سنوات‌ آتي‌ را تحت‌ تأثير قرار خواهد داد، در دوره‌اي‌ كه‌ قراردادهاي‌ مذكور منعقد شده‌ است‌، ضرورت‌ مي‌يابد.
23 . درصورت‌ وجود كنترل‌ ، صرف‌نظر از انجام‌ يا عدم‌ انجام‌ معامله‌ بين‌ اشخاص‌ وابسته‌ ، بايد رابطه‌ با اشخاص‌ وابسته‌ افشا شود .
24 . براي‌ اينكه‌ استفاده‌كننده‌ صورتهاي‌ مالي‌، اثر روابط‌ با اشخاص‌ وابسته‌ را برواحد تجاري‌ گزارشگر تشخيص‌ دهد، مقتضي‌ است‌ در صورت‌ وجود كنترل‌، صرف‌نظر از انجام‌ يا عدم‌ انجام‌ معامله‌ بين‌ اشخاص‌ وابسته‌، رابطه‌ با اشخاص‌ وابسته‌ افشا شود.
25. درصورت‌ انجام‌ معاملات‌ بين‌ اشخاص‌ وابسته‌ ، واحد تجاري‌ بايد ماهيت‌ روابط‌ با اشخاص‌ وابسته‌ و همچنين‌ نوع‌ معاملات‌ و جزئياتي‌ را كه‌ جهت‌ درك‌ صورتهاي‌ مالي‌ لازم‌ است‌ ، افشا كند .
26 . افشاي‌ اطلاعات‌ زير درخصوص‌ اشخاص‌ وابسته‌ در يادداشتهاي‌ توضيحي‌ ضروري‌ است‌:
الف‌. اطلاعات‌ مربوط‌ به‌ معاملات‌:
ــ نام‌ شخص‌ وابسته‌،
ــ ماهيت‌ رابطه‌ با شخص‌ وابسته‌،
ــ شرح‌ مختصر و مفيد معامله‌،
ــ مبلغ‌ معامله‌،
ــ روش‌ قيمت‌گذاري‌، و
ــ ارزش‌ منصفانه‌ مورد معامله‌ در مواردي‌ كه‌ تفاوت‌ آن‌ با مبلغ‌ معامله‌ بااهميت‌ باشد.
ب‌ . ساير اطلاعات‌:
ــ مانده‌ طلب‌ از و يا بدهي‌ به‌ شخص‌ وابسته‌ در تاريخ‌ ترازنامه‌ و ذخيره‌ مطالبات‌ مشكوك‌الوصول‌ مربوط‌،
ــ مطالبات‌ يا بدهيهاي‌ حذف‌ شده‌ از حسابها در دوره‌ جاري‌،
ــ وجود و هويت‌ شخص‌ وابسته‌ كنترل‌كننده‌ (موضوع‌ بند 23).
27. افشاي‌ اقلام‌ با ماهيت‌ مشابه‌ بايد براساس‌ مجموع‌ آنها صورت‌ گيرد ، مگر آنكه‌ درك‌ اثرات‌ معاملات‌ با اشخاص‌ وابسته‌ برصورتهاي‌ مالي‌ واحد تجاري‌ گزارشگر مستلزم‌ افشاي‌ آنها به‌صورت‌ جداگانه‌ باشد .
28. درصورتهاي‌ مالي‌ تلفيقي‌، افشاي‌ معاملات‌ بين‌ واحدهاي‌ تجاري‌ عضو گروه‌ ضروري‌ نيست‌، زيرا اين‌ صورتها، اطلاعات‌ واحد تجاري‌ اصلي‌ و واحدهاي‌ تجاري‌ فرعي‌ آن‌ را در قالب‌ يك‌ واحد تجاري‌ گزارشگر ارائه‌ مي‌كند. ليكن‌ معاملات‌ با واحدهاي‌ تجاري‌ وابسته‌اي‌ كه‌ سرمايه‌گذاري‌ در آنها به‌ روش‌ ارزش‌ ويژه‌ در صورتهاي‌ مالي‌ منظور شده‌ است‌، به‌عنوان‌ معاملات‌ با اشخاص‌ وابسته‌، جداگانه‌ افشا مي‌شود.
تاريخ‌ اجرا
29. الزامات‌ اين‌ استاندارد در مورد كليه‌ صورتهاي‌ مالي‌ كه‌ دوره‌ مالي‌ آنها از تاريخ‌ 1/1/1380 و بعد از آن‌ شروع‌ مي‌شود ، لازم‌الاجراست‌.
مطابقت‌ با استانداردهاي‌ بين‌المللي‌ حسابداري‌
30. با اجراي‌ الزامات‌ اين‌ استاندارد، مفاد استاندارد بين‌المللي‌ حسابداري‌ شماره‌ 24 با عنوان‌ افشاي‌ اطلاعات‌ درخصوص‌ اشخاص‌ وابسته‌ نيز رعايت‌ مي‌شود.


  1   
کپی رایت تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت برای شرکت اخوان محاسب جنوب محفوظ است. توییتر گوگل پلاس فیسبوک لینکدین تلگرام اینستاگرام
طراحی و اجرا :