دانلود استاندارد حسابداری‌ شماره‌ 25 از استانداردهای حسابداری ایران

این استاندارد باید با توجه به "مقدمه‏اى بر استانداردهاى حسابدارى" مطالعه و بکارگرفته شود.
مقدمه‏
1 . هدف این استاندارد، تجویز مبانى گزارشگرى اطلاعات مالى بر حسب قسمتهاى مختلف یک واحد تجارى است. این اطلاعات در مورد انواع مختلف محصولات و خدمات ارائه شده و نیز مناطق جغرافیایى مختلف عملیات واحد تجارى است که به استفاده‏کنندگان صورتهاى مالى در موارد زیر کمک مى‏کند:
الف . درک بهتر عملکرد گذشته واحد تجارى،
ب . ارزیابى بهتر مخاطرات و بازده‏هاى واحد تجارى، و
ج . قضاوتهاى آگاهانه‏تر در مورد کل واحد تجارى.
2 . برخى واحدهاى تجارى، محصولات و خدمات متنوعى تولید و ارائه مى‏کنند یا در مناطق جغرافیایى متفاوتى فعالیت دارند که از نرخهاى سودآورى، فرصتهاى رشد، انتظارات آتى و مخاطرات مختلفى برخوردارند. اطلاعات در مورد انواع مختلف محصولات و خدمات یک واحد تجارى و عملیات آن در مناطق جغرافیایى متفاوت، که اغلب اطلاعات قسمت نامیده مى‏شود، براى ارزیابى مخاطرات و بازده‏هاى یک واحد تجارى مفید است.
دامنه کاربرد‏
3 . کلیه واحدهاى تجارى که اوراق سهام آنها به عموم عرضه مى‏شود یا در جریان انتشار عمومى است باید الزامات این استاندارد را رعایت کند.
4 . سایر واحدهاى تجارى چنانچه داوطلبانه در صورتهاى مالى تهیه شده براساس استانداردهاى حسابدارى، اطلاعات بر حسب قسمتهاى مختلف را افشا نمایند، باید الزامات این استاندارد را به طور کامل رعایت کنند.
5 . هنگام ارائه مجموعه صورتهاى مالى جداگانه واحد تجارى اصلى همراه صورتهاى مالى تلفیقى، اطلاعات مربوط به قسمتها فقط در صورتهاى مالى تلفیقى ارائه مى‏شود.
تعاریف‏
6 . اصطلاحات ذیل در این استاندارد با معانى مشخص زیر بکار رفته است :
. قسمت تجارى جزئى قابل تفکیک از واحد تجارى است که یک محصول یا خدمت یا گروهى از محصولات یا خدمات مرتبط را ارائه مى‏کند و داراى مخاطره و بازده‏اى متفاوت از سایر قسمتهاى واحد تجارى است. عوامل زیر باید در تعیین محصولات و خدمات مرتبط در نظر گرفته شود:
الف . ماهیت محصولات یا خدمات،
ب . ماهیت فرآیندهاى تولید،
ج . نوع یا طبقه مشتریان براى محصولات یا خدمات،
د . روشهاى توزیع محصولات یا ارائه خدمات، و
ه . ماهیت مقررات مربوط، براى مثال، مقررات بانکى و بیمه‏اى.
. قسمت جغرافیایى جزیى قابل تفکیک از واحد تجارى است که به ارائه محصولات یا خدمات در منطقه جغرافیایى مشخصى مشتمل بر یک کشور یا گروهى از کشورها اشتغال دارد و داراى مخاطره و بازده‏اى متفاوت از اجزایى است که در سایر مناطق جغرافیایى فعالیت مى‏کنند. عوامل زیر باید در تشخیص قسمتهاى جغرافیایى در نظر گرفته شود:
الف . تشابه شرایط اقتصادى و سیاسى،
ب . روابط بین عملیات در مناطق جغرافیایى مختلف،
ج . مجاورت عملیات،
د . مخاطرات خاص ناشى از عملیات در مناطق مشخص،
ه . مقررات کنترل ارز، و
و . مخاطرات نوسانات ارزى.
. قسمت قابل گزارش قسمتى تجارى یا جغرافیایى است که بر مبناى تعاریف پیشگفته مشخص مى‏شود و براساس این استاندارد، افشاى اطلاعات قسمت در مورد آن ضرورت دارد.
. درآمد عملیاتى قسمت عبارت است از درآمد حاصل از فعالیتهاى اصلى و مستمر که مستقیماً قابل انتساب یا برمبنایى منطقى، قابل تخصیص به قسمت است اعم از اینکه از فروش به مشتریان برون سازمانى یا معاملات با سایر قسمتهاى همان واحد تجارى ناشى‏شده باشد.
. هزینه عملیاتى قسمت عبارت است از هزینه‏هاى مرتبط با فعالیتهاى اصلى و مستمر که مستقیماً قابل انتساب یا بر مبنایى منطقى قابل تخصیص به قسمت است اعم از اینکه مرتبط با فروش به مشتریان برون سازمانى یا معاملات با سایر قسمتهاى همان واحد تجارى باشد.
. نتیجه عملیات قسمت عبارت از درآمد عملیاتى قسمت پس از کسر هزینه عملیاتى آن است.
. داراییهاى قسمت عبارت است از داراییهایى که به طور مستقیم قابل انتساب یا بر مبنایى منطقى قابل تخصیص به فعالیتهاى عملیاتى قسمت باشد.
. بدهیهاى قسمت عبارت است از بدهیهایى که مستقیماً قابل انتساب و یا بر مبنایى منطقى قابل تخصیص به فعالیتهاى عملیاتى قسمت باشد.
7 . منشاء اصلى مخاطرات بر چگونگى سازماندهى و اداره واحدهاى تجارى اثر مى‏گذارد. بنابراین، ساختار سازمانى و سیستم گزارشگرى مالى داخلى واحد تجارى مبنایى براى تشخیص قسمتهاى آن است. مخاطرات و بازده‏هاى یک واحد تجارى، هر دو تحت تأثیر محل جغرافیایى عملیات و نیز بازارهاى آن قرار مى‏گیرد. در نتیجه، قسمتهاى جغرافیایى مى‏تواند یکى از دو مورد زیر باشد:
الف . محل استقرار تجهیزات تولید یا ارائه خدمت و سایر داراییهاى واحد تجارى، یا
ب . محل بازارها و مشتریان آن.
8 . تعیین قسمتهاى تجارى یا جغرافیایى جداگانه نیازمند قضاوت است. مدیریت واحد تجارى براى اعمال این قضاوت، هدف گزارشگرى اطلاعات مالى قسمت را با توجه به این استاندارد و خصوصیات کیفى اطلاعات مالى (طبق مفاهیم نظرى گزارشگرى مالى) در نظر مى‏گیرد. خصوصیات کیفى شامل مربوط بودن، قابل اتکا بودن و قابل مقایسه بودن اطلاعاتى است که در مورد گروههاى مختلف محصولات و خدمات واحد تجارى و عملیات آن در مناطق جغرافیایى خاص گزارش مى‏شود. همچنین خصوصیات کیفى شامل مفید بودن اطلاعات مالى براى ارزیابى مخاطرات و بازده کل واحد تجارى است.
9 . نمونه‏هایى از داراییهاى قسمت شامل داراییهاى جارى مرتبط با فعالیتهاى عملیاتى قسمت، داراییهاى ثابت مشهود، داراییهاى موضوع اجاره‏هاى سرمایه‏اى و داراییهاى نامشهود است. اگر استهلاک یک دارایى در هزینه عملیاتى قسمت منظور شود، دارایى مربوط نیز جزء داراییهاى قسمت قرار مى‏گیرد. داراییهاى قسمت، داراییهاى مورد استفاده براى مقاصد عمومى واحد تجارى یا دفتر مرکزى را دربر نمى‏گیرد. داراییهاى قسمت در صورتى شامل داراییهاى مورد استفاده مشترک دو یا چند قسمت است که مبنایى منطقى براى تخصیص وجود داشته باشد. داراییهاى قسمت دربرگیرنده سرقفلى است که مستقیماً قابل انتساب یا بطور منطقى قابل تخصیص به قسمت است و هزینه عملیاتى قسمت شامل استهلاک سرقفلى مربوط است.
10 . نمونه‏هایى از بدهیهاى قسمت شامل حسابها و اسناد پرداخت نى تجارى و سایر حسابها و اسناد پرداخت نى، پیش‏دریافت از مشتریان و ذخیره‏هاى تضمین محصول است. بدهیهاى قسمت شامل تسهیلات دریافت ى، بدهیهاى مربوط به داراییهاى موضوع اجاره‏هاى سرمایه‏اى و سایر بدهیهایى نیست که براى مقاصد تأمین مالى و نه عملیاتى تحمل مى‏شود. اگر هزینه سود تضمین‏شده در نتیجه عملیات قسمت منعکس شود، بدهى مربوط جزء بدهیهاى قسمت قرار مى‏گیرد. بدهیهاى قسمتهایى که عملیات آنها عمدتاً ماهیت مالى ندارد، شامل تسهیلات دریافت ى و بدهیهاى مشابه نیست، زیرا نتیجه عملیات قسمت بیانگر سود یا زیان عملیاتى و نه سود یا زیان پس از هزینه‏هاى مالى است.
11 . اندازه‏گیرى داراییها و بدهیهاى قسمت شامل تعدیلات مبالغ دفترى قبلى داراییها و بدهیهاى قابل تشخیص قسمت یک واحد تجارى است که در ترکیب واحدهاى تجارى تحصیل‏شده و حسابدارى آن به روش خرید است. همچنین اگر داراییهاى ثابت مشهود بعد از تحصیل، با توجه به نحوه عمل مجاز جایگزین، تجدید ارزیابى شود داراییهاى قسمت براساس مبالغ تجدید ارزیابى شده اندازه‏گیرى مى‏شود.
12 . درآمد عملیاتى قسمت، هزینه عملیاتى قسمت، داراییهاى قسمت و بدهیهاى قسمت، پیش از حذف مانده‏ها و معاملات درون گروهى، به عنوان جزئى از فرایند تلفیق، تعیین مى‏گردد، مگر اینکه چنین مانده‏ها و معاملات درون گروهى، بین واحدهاى تجارى گروه در درون یک قسمت باشد.
13 . رویه‏هاى حسابدارى اصلى قسمت همان رویه‏هایى است که در تهیه و ارائه صورتهاى مالى واحد تجارى استفاده مى‏شود. علاوه براین، رویه‏هاى حسابدارى قسمت شامل رویه‏هایى است که مختص گزارشگرى قسمت است. تشخیص قسمتها، روش قیمت‏گذارى انتقالات بین قسمتها و مبانى تخصیص درآمدها و هزینه‏هاى عملیاتى به قسمتها نمونه‏هایى از این رویه‏هاى خاص مى‏باشد.
تشخیص قسمتهاى قابل گزارش
14 . قسمت تجارى یا قسمت جغرافیایى در صورتى باید به عنوان قسمت قابل گزارش مشخص شود که اکثر درآمد عملیاتى آن از فروش به مشتریان برون سازمانى عاید گردد، و
الف. درآمد عملیاتى حاصل از فروش به مشتریان برون سازمانى و معاملات با سایر قسمتها، حداقل 10 درصد جمع درآمد تمام قسمت‏ها اعم از برون سازمانى یا داخلى باشد، یا
ب . نتیجه عملیات قسمت اعم از سود یا زیان حداقل 10 درصد مجموع سود عملیاتى قسمتهاى سود ده یا مجموع زیان عملیاتى قسمتهاى زیان ده، هر کدام که قدر مطلق آن بزرگتر است، باشد، یا
ج . داراییهاى آن حداقل 10 درصد جمع داراییهاى تمام قسمتها باشد.
15 . اگر جمع درآمد عملیاتى از فروش به مشتریان برون‏سازمانى که قابل انتساب به قسمتهاى قابل گزارش است کمتر از 75 درصد جمع درآمد عملیاتى تلفیقى یا درآمد عملیاتى واحد تجارى باشد، باید قسمتهاى دیگرى به عنوان قسمتهاى قابل گزارش مشخص شود، حتى اگر آن قسمتها زیر آستانه‏هاى 10 درصد بند 14 باشد. این عمل تا آنجا ادامه مى‏یابد که مجموع درآمد عملیاتى قسمتهاى قابل گزارش حداقل 75 درصد جمع درآمد عملیاتى تلفیقى یا درآمد عملیاتى واحد تجارى باشد.
16 . قسمت یا قسمتهایى که زیر تمام آستانه‏هاى اهمیت طبق بند 14 قرار مى‏گیرد و مشمول بند 15 نمى‏شود باید به طور جداگانه تحت عنوان سایر (قسمتهاى تخصیص نیافته) گزارش گردد.
17 . آستانه‏هاى 10 درصد در این استاندارد تنها براى مشخص کردن قسمتهاى تجارى و جغرافیایى قابل گزارش است و رهنمودى براى تعیین اهمیت در هیچ یک از دیگر جنبه‏هاى گزارشگرى مالى ارائه نمى‏کند.
18 . قسمتى که در دوره قبل به دلیل احراز یکى از آستانه‏هاى 10 درصد مربوط به عنوان قسمت قابل گزارش تعیین شده است، چنانچه برمبناى قضاوت مدیریت واحد تجارى همچنان داراى اهمیت باشد باید براى دوره جارى نیز به عنوان قسمت قابل گزارش تلقى شود حتى اگر درآمد عملیاتى، نتیجه عملیات و داراییهاى آن بیش از آستانه‏هاى 10 درصد نباشد.
19 . چنانچه قسمتى به دلیل احراز یکى از آستانه‏هاى 10 درصد، در دوره جارى به عنوان قسمت قابل گزارش تعیین شود، اطلاعات مقایسه‏اى دوره قبل آن باید ارائه مجدد شود، به استثناى مواردى که انجام این کار عملى نباشد.
رویه‏هاى حسابدارى قسمت
20 . اطلاعات قسمت باید براساس همان رویه‏هاى حسابدارى تهیه شود که براى تهیه و ارائه صورتهاى مالى تلفیقى یا صورتهاى مالى واحد تجارى، بکار گرفته شده است.
21 . از آنجا که هدف اطلاعات قسمت، کمک به استفاده‏کنندگان براى درک بهتر واحد تجارى و انجام قضاوتهاى آگاهانه‏تر در مورد واحد تجارى به عنوان یک مجموعه است، این استاندارد در تهیه اطلاعات قسمت، استفاده از رویه‏هاى حسابدارى بکار گرفته شده در واحد تجارى را الزامى مى‏داند. این به معناى آن نیست که رویه‏هاى حسابدارى تلفیقى یا رویه‏هاى حسابدارى واحد تجارى براى قسمتهاى قابل گزارش، همانند آنکه آن قسمتها واحدهاى گزارشگرى جداگانه‏اى هستند، به کار رود. ارقام محاسبه‏شده در نتیجه به کارگیرى یک رویه حسابدارى خاص در سطح واحد تجارى، در صورت وجود مبنایى منطقى، به قسمتها تخصیص مى‏یابد. براى مثال، استهلاک ماشین‏آلات اغلب در سطح کل واحد تجارى محاسبه مى‏شود. اما ممکن است مبلغ کل استهلاک برمبناى ساعات کارکرد در هر قسمت تخصیص یابد.
22 . داراییهایى که به طور مشترک توسط دو یا چند قسمت استفاده مى‏شود فقط در صورتى باید به آن قسمتها تخصیص یابد که درآمدها و هزینه‏هاى عملیاتى مربوط به آن داراییها نیز به همان قسمتها تخصیص داده شود.
23 . روش تخصیص اقلام دارایى، بدهى، درآمد عملیاتى و هزینه عملیاتى به قسمتها به عواملى از قبیل ماهیت اقلام، فعالیتهاى انجام‏شده توسط قسمت و استقلال نسبى آن بستگى دارد. مشخص کردن مبنایى واحد براى تخصیص که توسط تمام واحدهاى تجارى پذیرفته‏شود، امکان‏پذیر یا مناسب نیست. همچنین مجبور کردن واحدهاى تجارى به تخصیص اقلام دارایى، بدهى، درآمد عملیاتى و هزینه عملیاتى مشترک قسمت در صورتى که مبناى این تخصیصها اختیارى یا درک آن مشکل باشد، مناسب به نظر نمى‏رسد. بعلاوه تعاریف درآمد عملیاتى قسمت، هزینه عملیاتى قسمت، داراییهاى قسمت و بدهیهاى قسمت به یکدیگر مربوط است و تخصیصها باید سازگار باشد. بنابراین داراییهایى که به طور مشترک مورد استفاده قسمتها قرار مى‏گیرد فقط در صورتى به آنها تخصیص مى‏یابد که درآمدها و هزینه‏هاى عملیاتى مربوط به آن داراییها نیز به قسمتها تخصیص داده شود.براى مثال، یک دارایى فقط در صورتى در داراییهاى قسمت منعکس مى‏شود که استهلاک مربوط نیز در اندازه‏گیرى نتیجه عملیات قسمت، منظور گردد.
افشا
24 . واحد تجارى باید موارد زیر را براى هر قسمت قابل گزارش تجارى یا جغرافیایى مبتنى بر مکان استقرار داراییها افشا کند:
الف. درآمد عملیاتى قسمت ناشى از فروش به مشتریان برون سازمانى و معاملات با سایر قسمتها، به طور جداگانه،
ب . نتیجه عملیات قسمت،
ج . جمع مبلغ دفترى داراییهاى قسمت،
د . بدهیهاى قسمت،
ه . جمع اضافات داراییهاى ثابت مشهود و داراییهاى نامشهود هر قسمت طى دوره،
و . جمع مبلغ هزینه استهلاک داراییهاى ثابت مشهود و داراییهاى نامشهود هر دوره قسمت که در نتیجه عملیات آن قسمت منظور شده است، و
ز . جمع مبلغ سایر هزینه‏هاى غیرنقدى عمده هر دوره قسمت که در هزینه‏هاى عملیاتى آن قسمت منظور شده است.
در مورد قسمت جغرافیایى مبتنى بر مکان بازارها و مشتریان چنانچه با مکان استقرار داراییها متفاوت باشد و درآمد عملیاتى آن از فروش به مشتریان برون سازمانى برابر با حداقل 10درصد جمع درآمد عملیاتى واحد تجارى از فروش به تمام مشتریان برون سازمانى باشد، واحد تجارى باید درآمد عملیاتى چنین قسمتهایى را به طور جداگانه افشا کند.
25 . واحد تجارى باید صورت تطبیق اطلاعات افشا شده براى قسمتهاى قابل گزارش و اطلاعات تجمیعى در صورتهاى مالى تلفیقى یا صورتهاى مالى واحد تجارى را ارائه کند. براى این منظور باید درآمد عملیاتى قسمت با درآمد عملیاتى واحد تجارى از مشتریان برون سازمانى (شامل افشاى مبلغ درآمد عملیاتى واحد تجارى از مشتریان برون سازمانى که در درآمد عملیاتى هیچیک از قسمتها منظور نشده است)، نتیجه عملیات قسمت با سود یا زیان عملیاتى واحد تجارى، داراییهاى قسمت با داراییهاى واحد تجارى و بدهیهاى قسمت با بدهیهاى واحد تجارى تطبیق داده شود.
26 . در اندازه‏گیرى و گزارشگرى درآمد عملیاتى قسمت ناشى از معاملات با سایر قسمتها، انتقالات بین قسمتها باید برمبنایى اندازه‏گیرى شود که واحد تجارى در عمل براى قیمت‏گذارى انتقالات استفاده مى‏کند. مبناى قیمت‏گذارى انتقالات بین قسمتها و هر تغییر مربوط باید در صورتهاى مالى افشا شود.
27 . تغییرات در رویه‏هاى حسابدارى بکار گرفته‏شده براى گزارشگرى قسمت که تأثیر عمده‏اى بر اطلاعات قسمت دارد، باید افشا شود. همچنین اطلاعات دوره گذشته قسمت براى مقاصد مقایسه‏اى باید ارائه مجدد شود، مگر آنکه انجام این کار عملى نباشد. این افشا باید شرحى از ماهیت تغییر، دلایل تغییر، اینکه اطلاعات مقایسه‏اى ارائه مجدد شده یا اینکه انجام این کار غیرعملى است و اثر مالى تغییر را، در صورتى که به طور منطقى قابل تعیین باشد، دربرگیرد. چنانچه واحد تجارى نحوه تشخیص قسمتهاى خود را تغییر دهد و اطلاعات دوره گذشته قسمت را به دلیل عملى نبودن برمبناى جدید ارائه مجدد نکند، به منظور مقایسه، واحد تجارى باید اطلاعات قسمت را در سالى که نحوه تشخیص قسمتها را تغییر داده است، بر مبناى قسمتهاى قدیم و جدید گزارش کند.
28 . با تغییرات در رویه‏هاى حسابدارى بکار گرفته‏شده توسط واحد تجارى براساس استاندارد حسابدارى شماره 6 با عنوان گزارش عملکرد مالى رفتار مى‏شود. براساس الزامات استاندارد یادشده، تغییر در رویه حسابدارى فقط باید در صورتى انجام شود که تغییر به موجب قوانین آمره یا استانداردهاى جدید الزامى شود یا به ارائه مطلوب‏تر رویدادها یا معاملات در صورتهاى مالى واحد تجارى منجر شود.
29 . برخى تغییرات در رویه‏هاى حسابدارى مانند تغییرات در نحوه تشخیص قسمتها و تغییرات در مبانى تخصیص درآمدها و هزینه‏هاى عملیاتى، مشخصاً مربوط به گزارشگرى قسمتهاست. این تغییرات مى‏تواند تأثیر عمده‏اى بر اطلاعات قسمت گزارش‏شده داشته باشد، اما مجموع اطلاعات مالى گزارش‏شده براى واحد تجارى را تغییر نخواهد داد. براى اینکه استفاده‏کنندگان تغییرات را درک و روندها را ارزیابى کنند، اطلاعات مقایسه‏اى قسمت براى انعکاس آثار رویه‏هاى حسابدارى جدید، در صورت عملى بودن، ارائه مجدد مى‏شود.
30 . براساس الزامات بند 26 براى مقاصد گزارشگرى قسمت، انتقالات بین قسمتها باید برمبنایى اندازه‏گیرى شود که واحد تجارى در عمل براى قیمت‏گذارى آن انتقالات استفاده مى‏کند. چنانچه واحد تجارى روش قیمت‏گذارى انتقالات بین قسمتهاى خود را تغییر دهد، اگرچه این تغییر به مثابه تغییر در رویه حسابدارى نیست و نباید براساس بند 27 اطلاعات مقایسه‏اى دوره گذشته قسمت ارائه مجدد شود، با این حال طبق بند 26 افشاى این تغییر الزامى است.
31 . واحد تجارى باید انواع محصولات و خدمات منظورشده در هر قسمت تجارى گزارش‏شده و نیز ترکیب هر قسمت جغرافیایى گزارش‏شده را افشا کند.
32 . براى ارزیابى موضوعاتى از قبیل تغییرات در تقاضا، قیمت منابع مصرفى یا سایر عوامل تولید و توسعه محصولات و فرآیندهاى جایگزین در قسمت تجارى، لازم است که فعالیتهاى قسمت شناخته شود. همچنین براى ارزیابى تأثیر تغییرات محیط اقتصادى و سیاسى بر مخاطرات و نرخهاى بازده قسمت جغرافیایى، شناختن اجزاى آن قسمت جغرافیایى اهمیت دارد.
33 . قسمتهایى که قبلاً گزارش‏شده اما در دوره جارى آستانه‏هاى کمى را احراز نکند، به طور جداگانه گزارش نمى‏شود. براى مثال ممکن است به دلیل کاهش در تقاضا یا تغییر در راهبرد مدیریت یا به دلیل فروش بخشى از عملیات قسمت یا ترکیب آن با سایر قسمتها، آن قسمت آستانه‏ها را دیگر احراز نکند. توضیحى در مورد دلایل اینکه چرا قسمت گزارش‏شده قبلى دیگر گزارش نمى‏شود نیز ممکن است در تأیید انتظارات از کاهش بازارها و تغییرات در راهبردهاى واحد تجارى، مفید باشد.
تاریخ اجرا
34 . الزامات این استاندارد در مورد کلیه صورتهاى مالى که دوره مالى آنها از تاریخ 1381/1/1 و بعد از آن شروع مى‏شود، لازم‏الاجراست.
مطابقت با استانداردهاى بین‏المللى حسابدارى
35 . به استثناى موارد زیر، با اجراى الزامات این استاندارد، مفاد استاندارد بین‏المللى حسابدارى شماره 14 با عنوان گزارشگرى قسمتها نیز رعایت مى‏شود:
الف . طبق استاندارد بین‏المللى حسابدارى شماره 14 "گزارشگرى قسمتها" مدیریت باید با توجه به منبع اصلى و ماهیت مخاطرات و بازده‏هاى یک واحد تجارى، قسمت تجارى یا قسمت جغرافیایى را به عنوان مبناى اولیه گزارشگرى مشخص کند. در رابطه با مبناى اولیه اطلاعات مفصلتر و براى مبناى ثانویه اطلاعات کمترى ارائه مى‏شود. در استاندارد شماره 25 با عنوان "گزارشگرى بر حسب قسمتهاى مختلف" براى محدود کردن دامنه قضاوت و جلوگیرى از پیچیدگى غیرضرورى با توجه به شرایط موجود، الزامات گزارشگرى بر مبناى اولیه و ثانویه پیش‏بینى نشده است.
ب . طبق استاندارد بین‏المللى حسابدارى شماره 14، براى هر قسمت قابل گزارش سهم واحد تجارى از سود یا زیان واحدهاى تجارى وابسته، مشارکتهاى خاص یا سایر سرمایه‏گذاریهایى که به روش ارزش ویژه منعکس مى‏شود و عملیات آنها در حوزه یک قسمت واحد قرار مى‏گیرد باید افشا شود. این الزام در استاندارد حسابدارى شماره 25 وجود ندارد.


  1   
کپی رایت تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت برای شرکت اخوان محاسب جنوب محفوظ است. توییتر گوگل پلاس فیسبوک لینکدین تلگرام اینستاگرام
طراحی و اجرا :