استاندارد حسابرسی شماره 1005

ملاحظات‌ خاص‌ در بكارگيري‌ استانداردهاي‌ حسابرسي‌ 1005
حسابرسي‌ واحدهاي‌ اقتصادي‌ كوچك‌

كليـات‌
1 . هدف‌ اين‌ استاندارد، ارائه‌ راهنماييهاي‌ لازم‌ درباره‌ حسابرسي‌ واحدهاي‌ اقتصادي‌ كوچك‌ است‌.

2 . استانداردهاي‌ حسابرسي‌، در موردحسابرسي‌ اطلاعات‌ مالي‌ كليه‌ واحدهاي‌ اقتصادي‌، صرفنظر از اندازه‌ آنها، كاربرد دارد. ويژگي‌ واحدهاي‌ اقتصادي‌ كوچك‌ به‌ گونه‌اي‌ است‌ كه‌ حسابرس‌ را ناگزير مي‌سازد رويكرد و طرح‌ كلي‌ حسابرسي‌ را متناسب‌ با شرايط‌ حاكم‌ بر هر واحد كوچك‌ مورد رسيدگي‌، تعديل‌ كند.

3 . واحد اقتصادي‌ كوچك‌ در اين‌ بخش‌، به‌ واحدي‌ اطلاق‌ مي‌شود كه‌ تعداد كاركنان‌ آن‌ كم‌ يا ميزان‌ فروش‌ يا جمع‌ داراييهاي‌ آن‌، پايين‌ است‌. اين‌ گونه‌ واحدهاي‌ اقتصادي‌ معمولايك‌ يا هر دو ويژگي‌ زير را دارند :
• تفكيك‌ محدود وظايف‌ .
• تسلط‌ مدير يا صاحب‌ سرمايه‌ بر تمام‌ جنبه‌هاي‌ اساسي‌ فعاليتهاي‌ واحد اقتصادي‌.

ويژگيهاي‌ واحدهاي‌ اقتصادي‌ كوچك‌
تفكيك‌ محدود وظايف‌
4 . واحدهاي‌ اقتصادي‌ كوچك‌ در مقايسه‌ با واحدهاي‌ اقتصادي‌ بزرگ‌، معمولا منابع‌ كمتري‌ را به‌ اجراي‌ وظايف‌ امور مالي‌ تخصيص‌ مي‌دهند؛ زيرا، استخدام‌ كاركنان‌ مالي‌ با تخصص‌ بالا ممكن‌ است‌ براي‌ آنها مقرون‌ به‌ صرفه‌ نباشد. اگرچه‌ حصول‌ اطمينان‌ از حفاظت‌ داراييها و استقرار سيستم‌ مناسب‌ حسابداري‌ از مسئوليتهاي‌ مديريت‌ است‌، اما مديران‌ واحدهاي‌ اقتصادي‌ كوچك‌ معمولا تلاش‌ خود را بيشتر در زمينه‌هاي‌ عملياتي‌، مانند فروش‌ و بازاريابي‌، متمركز مي‌كنند.
5 . كمبود منابع‌ و امكانات‌ امور مالي‌ و حسابداري‌ به‌ يكي‌ از دو حالت‌ زير منجر مي‌شود:
• امور دفترداري‌ ممكن‌ است‌ نامناسب‌ يا ناكافي‌ باشد. بنابراين‌ خطر ناقص‌ يا نادرست‌ بودن‌ صورتهاي‌ مالي‌ بيشتر مي‌شود.

• از آنجا كه‌ در تهيه‌ مدارك‌ حسابداري‌ و صورتهاي‌ مالي‌، احتمال‌ مي‌رود به‌ حسابرس‌ اتكاي‌ بيشتري‌ شود، مديران‌ اين‌ واحدها ممكن‌ است‌ به‌ اشتباه‌ تصور كنند كه‌ ديگر نسبت‌ به‌ اطلاعات‌ مالي‌ مسئوليتي‌ ندارند.
6 . نظر به‌ اينكه‌ تعداد كاركنان‌ حسابداري‌ در واحدهاي‌ اقتصادي‌ كوچك‌ معمولا اندك‌ است‌، تفكيك‌ وظايف‌ گوناگون‌ بين‌ كاركنان‌ مختلف‌، به‌ شكلي‌ كه‌ در واحدهاي‌ اقتصادي‌ بزرگ‌ اجرا مي‌شود، امكانپذير نيست‌.
7 . به‌ دليل‌ تفكيك‌ محدود وظايف‌ شايد نتوان‌ براي‌ كشف‌ تقلب‌ يا اشتباه‌، بر سيستم‌ كنترل‌ داخلي‌ اتكا كرد؛ براي‌ مثال‌، تعداد اندك‌ كاركنان‌ در واحدهاي‌ اقتصادي‌ كوچك‌ مي‌تواند محيطي‌ را به‌ وجود آورد كه‌ در آن‌، كارمند مسئول‌ ثبت‌ و ضبط‌ مدارك‌ حسابداري‌ به‌ داراييهايي‌ نيز دسترسي‌ داشته‌ باشد كه‌ به‌ آساني‌ قابل‌ پنهان‌ كردن‌، بيرون‌ بردن‌ از واحد اقتصادي‌ يا فروختن‌ است‌. به‌ همين‌ ترتيب‌، در مواردي‌ كه‌ تعداد كاركنان‌ اندك‌ است‌، برقراري‌ سيستمي‌ كه‌ كار هريك‌ از آنان‌ را به‌ طور مستقل‌ كنترل‌ كند، احتمالا امكانپذير نخواهد بود و در نتيجه‌، خطر كشف‌ نشدن‌ اشتباهات‌، بيشتر مي‌شود.
8 . علاوه‌ بر اين‌، به‌ دليل‌ تفكيك‌ محدود وظايف‌، استفاده‌ از تسهيلات‌ رايانه‌اي‌ توسط‌ واحد اقتصادي‌ كوچك‌ ممكن‌ است‌ خطركنترل‌ را افزايش‌ دهد؛ براي‌ مثال‌، در واحدهايي‌ كه‌ از رايانه‌هاي‌ كوچك‌ استفاده‌ مي‌كنند، اجراي‌ دو يا چند وظيفه‌ زير در سيستمهاي‌ حسابداري‌ توسط‌ استفاده‌ كنندگان‌ از رايانه‌، بسيار متداول‌ است‌:
• تهيه‌ و تصويب‌ مدارك‌ اوليه‌.
• وارد كردن‌ اطلاعات‌ به‌ سيستم‌.
• تصدي‌ عمليات‌ رايانه‌.
• ايجاد تغيير در برنامه‌ها و پرونده‌هاي‌ اطلاعاتي‌.
• استفاده‌ از گزارشهاي‌ خروجي‌ رايانه‌ يا توزيع‌ آنها.
• تعديل‌ سيستمهاي‌ عامل‌.
تسلط‌ مدير يا صاحب‌ سرمايه‌
9 . مدير يا صاحب‌ سرمايه‌اي‌ كه‌ فعالانه‌ در اداره‌ امور واحد اقتصادي‌ مشاركت‌ مي‌كند، ممكن‌ است‌ بر فعاليت‌ واحد اقتصادي‌ در همه‌ زمينه‌هاي‌ اساسي‌، مانند سيستم‌ كنترل‌ داخلي‌ و تهيه‌ صورتهاي‌ مالي‌، تسلط‌ داشته‌ باشد.
10 . مشاركت‌ فعال‌ مدير يا صاحب‌ سرمايه‌ در اداره‌ امور واحد اقتصادي‌ مزايايي‌ نيز دارد؛ زيرا، ممكن‌ است‌ ضعف‌ برخي‌ روشهاي‌ كنترل‌ داخلي‌ را جبران‌ كند. براي‌ مثال‌، در موارد تفكيك‌ محدود وظايف‌ در زمينه‌ خريد و پرداختهاي‌ نقدي‌، چنانچه‌ مدير يا صاحب‌ سرمايه‌ واحد اقتصادي‌ همه‌ مدارك‌ مربوط‌ به‌ صدور چك‌ را بررسي‌ و امضا كند، كنترلهاي‌ داخلي‌ تقويت‌ مي‌شود. اما اگر مدير يا صاحب‌ سرمايه‌ واحد اقتصادي‌، فعالانه‌ مشاركت‌ نداشته‌ باشد، احتمال‌ خطرِ اينكه‌ تقلب‌ يا اشتباه‌ كاركنان‌، كشف‌ نشده‌ باقي‌ بماند، افزايش‌ مي‌يابد.
11. عيب‌ بزرگ‌ چنين‌ تسلطي‌، احتمال‌ زير پا گذاردن‌ كنترلهاي‌ داخلي‌ است‌. مدير يا صاحب‌ سرمايه‌ ممكن‌ است‌ به‌ دليل‌ موقعيتي‌ كه‌ دارد روشهاي‌ تدوين‌ شده‌ براي‌ كنترل‌ را زير پا گذارد كه‌ در اين‌ صورت‌، خطر تقلب‌ توسط‌ مديريت‌ افزايش‌ مي‌يابد. براي‌ مثال‌، مدير يا صاحب‌ سرمايه‌ مي‌تواند كاركنان‌ را به‌ پرداختهايي‌ وادار كند كه‌ در ساير شرايط‌، بدون‌ وجود مستندات‌ مثبته‌ انجام‌ نمي‌شد.
12. تسلط‌ مدير يا صاحب‌ سرمايه‌ بر عمليات‌ واحد اقتصادي‌ مي‌تواند چنان‌ نفوذي‌ را در پي‌ داشته‌ باشد كه‌ به‌ ارائه‌ موارد نادرست‌ با اهميتي‌ در صورتهاي‌ مالي‌ منجر شود.
13. با اين‌ وجود، حصول‌ اطمينان‌ از حفاظت‌ داراييها واستقرار و بكارگيري‌ سيستم‌ حسابداري‌ به‌گونه‌اي‌ كه‌ بتواند اطلاعات‌ را به‌ طور منظم‌ گردآوري‌ و آنها را به‌ نحوي‌ مناسب‌، تجزيه‌ و تحليل‌ كند تا تهيه‌ بموقع‌ صورتهاي‌ مالي‌ قابل‌ اعتماد را امكانپذير سازد، از مسئوليتهاي‌ مديريت‌ هر واحد اقتصادي‌ است‌. از اين‌ رو، سيستم‌ حسابداري‌ واحدهاي‌ اقتصادي‌ كوچك‌ نيز بايد چنان‌ طراحي‌ شود كه‌ درباره‌ موارد زير اطمينان‌ معقولي‌ را فراهم‌ كند:

• كليه‌ معاملات‌ و ساير رويدادهاي‌ مالي‌ كه‌ بايد ثبت‌ مي‌شد در واقع‌ ثبت‌ شده‌ است‌.
• تقلب‌ و اشتباه‌، در مرحله‌ پردازش‌ اطلاعات‌ حسابداري‌ كشف‌ مي‌شود.
• داراييها و بدهيهاي‌ ثبت‌ شده‌ در سيستم‌ حسابداري‌ ، وجود دارند و به‌ مبالغ‌ صحيح‌ ثبت‌ شده‌اند.
تاثير ويژگيهاي‌ واحدهاي‌ اقتصادي‌ كوچك‌ بر حسابرسي‌
ملاحظات‌ مربوط‌ به‌ پذيرش‌ كار
14. حسابرس‌ ممكن‌ است‌ چنين‌ تشخيص‌ دهد كه‌ به‌ دليل‌ وجود ضعفهاي‌ ناشي‌ از ويژگيهاي‌ واحد اقتصادي‌ كوچك‌(مانند، نقص‌ مدارك‌ حسابداري‌)، گردآوري‌ شواهد كافي‌ براي‌ ارائه‌ نظر درباره‌ صورتهاي‌ مالي‌ امكانپذير نيست‌. درچنين‌ شرايطي‌، حسابرس‌ ممكن‌ است‌ تصميم‌ بگيرد كه‌ از پذيرش‌ كار خودداري‌ ورزد يا حتي‌ پس‌ از پذيرش‌، از انجام‌ آن‌ كار، كناره‌گيري‌ يا از اظهار نظر خودداري‌ كند.
15. تنظيم‌ قرارداد حسابرسي‌ پيش‌ از شروع‌ كار و به‌ منظور پيشگيري‌ از هرگونه‌ برداشت‌ نادرست‌ درباره‌ كار حسابرسي‌، هم‌ به‌ نفع‌ صاحبكار هم‌ به‌ نفع‌ حسابرس‌ است‌. راهنماييهاي‌ لازم‌ در اين‌ باره‌، در استاندارد 210 ، ارائه‌ شده‌ است‌.
ملاحظات‌ و روشهاي‌ حسابرسي‌
16 . ويژگيهاي‌ واحدهاي‌ اقتصادي‌ كوچك‌، بر رويكرد حسابرسي‌ صورتهاي‌ مالي‌ آنها اثر مي‌گذارد . بندهاي‌ زير مواردي‌ را توصيف‌ مي‌كند كه‌ حسابرس‌ بايد در حسابرسي‌ صورتهاي‌ مالي‌ واحدهاي‌ اقتصادي‌ كوچك‌، مورد توجه‌ قرار دهد.
17 . حسابرس‌ در رسيدگي‌ به‌ واحدهاي‌ اقتصادي‌ كوچك‌، مانند هر حسابرسي‌ ديگر، بايد از فعاليت‌ و سيستم‌ ثبت‌ و پردازش‌ معاملات‌ و ساير رويدادهاي‌ مالي‌ آن‌ شناخت‌ كافي‌ بدست‌ آورد و كفايت‌ آن‌ سيستم‌ را به‌ عنوان‌ مبناي‌ تهيه‌ صورتهاي‌ مالي‌، ارزيابي‌ كند. حسابرس‌، طرح‌ كلي‌ سيستم‌ حسابداري‌ را ارزيابي‌ مي‌كند و از چگونگي‌ انعكاس‌ معاملات‌ و ساير رويدادهاي‌ مالي‌ توسط‌ سيستم‌ مزبور شناخت‌ كافي‌ بدست‌ مي‌آورد تا بتواند حسابرسي‌ را برنامه‌ريزي‌ و اجرا كند . حسابرس‌ همچنين‌، امكان‌ دستيابي‌ به‌ شواهد كافي‌ و قابل‌ قبول‌ را از طريق‌ سيستم‌ حسابداري‌ و رسيدگي‌ به‌ صورتهاي‌ مالي‌ واحد اقتصادي‌ به‌ عنوان‌ پشتوانه‌ اظهارنظر خود، ارزيابي‌ مي‌كند (نگاه‌ كنيد به‌ استانداردهاي‌ حسابرسي‌ ارائه‌ شده‌ در استانداردهاي 300 ، 315 ، 330 ).
18 . در حسابرسي‌ واحدهاي‌ اقتصادي‌ كوچك‌، فقدان‌ تفكيك‌ وظايف‌ و احتمال‌ زير پاگذاردن‌ كنترلهاي‌ داخلي‌ توسط‌ مدير يا صاحب‌ سرمايه‌، عموما دشواريهايي‌ براي‌ حسابرس‌ به‌ وجود مي‌آورد، چرا كه‌ يا كنترلها ناقص‌ است‌ يا شواهد مربوط‌ به‌ اثربخشي‌ آنها و كامل‌ و صحيح‌ بودن‌ مدارك‌، كافي‌ نيست‌ (يعني‌، خطر كنترل‌ بالاست‌). دشواريهايي‌ كه‌ حسابرس‌ به‌ ويژه‌ در حسابرسي‌ واحدهاي‌ اقتصادي‌ كوچك‌ با آنها برخورد مي‌كند، شامل‌ احتمال‌ ارائه‌ كمتر از واقع‌ درآمد (از طريق‌ عدم‌ ثبت‌ يا ثبت‌ نادرست‌ فروشها) و منظور شدن‌ هزينه‌هاي‌ شخصي‌ مدير يا صاحب‌ سرمايه‌ در حساب‌ هزينه‌هاي‌ واحد مورد رسيدگي‌ است‌.
19. در بيشتر موارد، رسيدن‌ به‌ نتيجه‌اي‌ كه‌ بتواند پشتوانه‌ اظهار نظر مقبول‌ نسبت‌ به‌ صورتهاي‌ مالي‌ قرار گيرد، از طريق‌ كسب‌ شواهد حاصل‌ از اجراي‌ بيشتر آزمونهاي‌ محتوا، مانند آزمونهاي‌ اضافي‌ جزييات‌ معاملات‌ و مانده‌ حسابها وتجزيه‌ و تحليل‌ هزينه‌ها و درآمدها، امكانپذير است‌. اما در برخي‌ واحدهاي‌ اقتصادي‌ كوچك‌، مانند واحدهايي‌ كه‌ بيشتر معاملات‌ آنها نقدي‌ است‌ و الگوي‌ منظمي‌ براي‌ درآمد و هزينه‌ ندارد، شواهد در دسترس‌ ممكن‌ است‌ براي‌ اظهار نظر مقبول‌ نسبت‌ به‌ صورتهاي‌ مالي‌، كافي‌ نباشد. حتي‌ در مواردي‌ كه‌ ظاهرا كنترلهاي‌ داخلي‌ موثري‌ وجود دارد، شايد بهتر باشد كه‌ حسابرس‌ تنها به‌ اجراي‌ آزمونهاي‌ محتوا بپردازد.
20 . در حسابرسي‌ واحدهاي‌ اقتصادي‌ كوچك‌، دريافت‌ تاييديه‌ مديران براي‌ حسابرس‌ از اهميت‌ ويژه‌اي‌ برخوردار است‌: نخست‌ به‌ دليل‌ خطر برداشت‌ نادرست‌ از نقش‌ و مسئوليتي‌ كه‌ حسابرس‌ در ارتباط‌ با صورتهاي‌ مالي‌ دارد (به‌ شرح‌ بند 5) و دوم‌، به‌ منظور يادآوري‌ مسئوليت‌ مديريت‌ درباره‌ حصول‌ اطمينان‌ از كامل‌ و دقيق‌ بودن‌ مدارك‌ حسابداري‌ و حفاظت‌ داراييهاي‌ واحد اقتصادي‌. با اين‌ وجود، حسابرس‌ نمي‌تواند براي‌ حصول‌ اطمينان‌ از كامل‌ بودن‌ مدارك‌ حسابداري‌، تنها بر تاييديه‌ مديران‌ اتكا كند (براي‌ راهنمايي‌ بيشتر نگاه‌ كنيد به‌ استاندارد 580 ).
21 . حسابرس‌ بنا به‌ دلايل‌ فوق‌، معمولا خطر كنترل‌ را در واحدهاي‌ اقتصادي‌ كوچك‌، در حد بالا برآورد مي‌كند. همان‌ گونه‌ كه‌ در بند 120 استاندارد 315، آمده است، "حسابرس‌ بايد در اولين‌ فرصت‌ ممكن‌، ردة‌ مناسبي‌ از مديريت‌ را از ضعفهاي‌ با اهميت‌ موجود در طراحي‌ يا عملكرد سيستمهاي‌ حسابداري‌ و كنترل‌ داخلي‌ كه‌ با آنها برخورد كرده‌ است‌، آگاه‌ كند" . از آنجا كه‌ حسابرس‌ لزوما كليه‌ كنترلهاي‌ داخلي‌ مورد استفاده‌ مديريت‌ را آزمون‌ نمي‌كند، در گزارش‌ خود ابراز مي‌دارد كه‌ تنها ضعفهايي‌ را به‌ آگاهي‌ مي‌رساند كه‌ در جريان‌ حسابرسي‌، با آنها برخورد كرده‌ است‌ . پيشنهادهاي‌ لازم‌ براي‌ اصلاح‌ و بهبود سيستم‌ نيز مي‌تواند در اين‌ گزارش‌، ارائه‌ شود .
گـزارش‌ حسـابـرس‌
22 . استانداردها و راهنماييهاي‌ ارائه‌ شده‌ در استاندارد 700 ، بايد در گزارشگري‌ نسبت‌ به‌ صورتهاي‌ مالي‌ واحدهاي‌ اقتصادي‌ كوچك‌ نيز بكار گرفته‌ شوند . به‌ ويژه‌ در مواردي‌ كه‌ حسابرس‌ نتوانسته‌ است‌ روشهاي‌ لازم‌ را براي‌ كسب‌ شواهد كافي‌ و قابل‌ قبول‌ حسابرسي‌ مربوط‌ به‌ كامل‌ و دقيق‌ بودن‌ مدارك‌ حسابداري‌، طراحي‌ يا اجرا كند، اين‌ موضوع‌ ممكن‌ است‌ محدوديت‌ در دامنه‌ رسيدگي‌ حسابرس‌ محسوب‌ شود كه‌ نتيجه‌ آن‌، ارائه‌ نظر مشروط‌ يا در شرايطي‌ كه‌ آثار احتمالي‌ محدوديت‌ مزبور چنان‌ عمده‌ باشد كه‌ حسابرس‌ نتواند نسبت‌ به‌ صورتهاي‌ مالي‌ نظري‌ اظهار كند، ارائه‌ عدم‌ اظهارنظر است‌. نمونه‌هايي‌ از گزارش‌ حسابرس‌ در پيوستهاي‌ 1 و 2 ارائه‌ شده‌ است‌.

تاريخ‌ اجرا
23. اين‌ استاندارد براي‌ حسابرسي‌ صورتهاي‌ مالي‌ كه‌ دوره‌ مالي‌ آن‌ از اول فروردين 1378 و پس‌ از آن‌ مي‌باشد، لازم‌الاجراست‌.


ملاحظات‌ خاص‌ در بكارگيري‌ استانداردهاي‌ حسابرسي‌ 1005
حسابرسي‌ واحدهاي‌ اقتصادي‌ كوچك‌

پيـوسـت‌ 1

نمونه‌ گزارش‌ مشروط‌ حسابرس‌ - براي‌ مواردي‌ كه‌ اثبات‌ كامل‌ بودن‌ مدارك‌ حسابداري‌، امكانپذير نشده‌ است‌، اما محدوديت‌ در دامنه‌ رسيدگي‌ به‌ اندازه‌اي‌ نيست‌ كه‌ به‌ عدم‌ اظهارنظر منجر شود .

سربرگ مؤسسه حسابرسي (حاوي نشاني)

گزارش‌ حسابرس‌ مستقل‌
به‌ مجمع‌ عمومي‌ صاحبان‌ سرمايه‌ شركت‌ نمونه‌

ترازنامه‌ شركت‌ نمونه‌ در تاريخ‌ 29 اسفند ××13 و صورتهاي‌ سود و زيان‌ و جريان‌ وجوه‌ نقد آن‌ براي‌ سال‌ مالي‌ منتهي‌ به‌ تاريخ‌ مزبور، همراه‌ با يادداشتهاي‌ توضيحي‌ يك‌ تا ... پيوست‌ كه‌ توسط‌ هيات‌ مديره‌ تهيه‌ و تاييد شده‌ مورد حسابرسي‌ اين‌ موسسه‌ قرار گرفته‌ است‌ . مسئوليت‌ صورتهاي‌ مالي‌ با هيات‌ مديره‌ شركت‌ و مسئوليت‌ اين‌ موسسه‌، اظهارنظر نسبت‌ به‌ صورتهاي‌ مالي‌ مزبور براساس‌ حسابرسي‌ انجام‌ شده‌، است‌.
به‌ استثناي‌ موارد مندرج‌ در بند زير، حسابرسي‌ اين‌ موسسه‌ براساس‌ استانداردهاي‌ حسابرسي‌ انجام‌ شده‌ است‌ . استانداردهاي‌ مزبور ايجاب‌ مي‌كند كه‌ اين‌ موسسه‌، حسابرسي‌ را چنان‌ برنامه‌ريزي‌ و اجرا كند كه‌ از نبود تحريفي‌ با اهميت‌ در صورتهاي‌ مالي‌، اطميناني‌ معقول‌ بدست‌ آيد . حسابرسي‌ از جمله‌ شامل‌ رسيدگي‌ نمونه‌اي‌ به‌ شواهد پشتوانه‌ مبالغ‌ و اطلاعات‌ مندرج‌ در صورتهاي‌ مالي‌ است‌، حسابرسي همچنين، شامل ارزيابي اصول و رويه‌هاي حسابداري استفاده شده و برآوردهاي عمده بعمل آمده توسط هيئت مديره و ارزيابي کليت ارائه صورتهاي مالي است. اين مؤسسه اعتقاد دارد که حسابرسي انجام شده مبنايي معقول براي اظهارنظر فراهم مي‌کند.



فروش‌ ثبت‌ شده‌ شركت‌ شامل‌ مبلغ‌ ... ميليون‌ ريال‌ فروش‌ نقدي‌ است‌ . سيستم‌ كنترل‌ داخلي‌ مناسبي‌ در مورد اين‌ فروشها وجود ندارد كه‌ بتوان‌ براي‌ مقاصد حسابرسي‌ بر آن‌ اتكا كرد و امكان‌ اجراي‌ ساير روشهاي‌ حسابرسي‌ مناسب‌ براي‌ كسب‌ اطميناني‌ معقول‌ از ثبت‌ صحيح‌ كليه‌ فروشهاي‌ نقدي‌ نيز وجود نداشته‌ است‌ .
به‌ نظر اين‌ موسسه‌، به‌ استثناي‌ آثار احتمالي‌ ناشي‌ از تعديلاتي‌ كه‌ ممكن‌ بود در صورت‌ رسيدگي‌ اين‌ موسسه‌ به‌ شواهد مربوط‌ به‌ كامل‌ و دقيق‌ بودن‌ مدارك‌ فروشهاي‌ شركت‌ مشخص‌ شود، صورتهاي‌ مالي‌ ياد شده‌ در بالا، وضعيت‌ مالي‌ شركت‌ نمونه‌ در تاريخ‌ 29 اسفند ××13 و نتايج‌ عمليات‌ و جريان‌ وجوه‌ نقد آن‌ را براي‌ سال‌ منتهي‌ به‌ تاريخ‌ مزبور، از تمام‌ جنبه‌هاي‌ با اهميت،‌ طبق‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ به‌ نحو مطلوب‌ نشان‌ مي‌دهد .


تاريخ‌ موسسه‌ حسابرسي‌ ...


ملاحظات‌ خاص‌ در بكارگيري‌ استانداردهاي‌ حسابرسي‌ 1005
حسابرسي‌ واحدهاي‌ اقتصادي‌ كوچك‌

پيـوسـت‌ 2

نمونه‌ گزارش‌ عدم‌ اظهارنظر حسابرس‌ - براي‌ مواردي‌ كه‌ اثبات‌ كامل‌ بودن‌ مدارك‌ حسابداري‌، امكانپذير نشده‌ است‌ و محدوديت‌ در دامنه‌ رسيدگي‌ به‌ اندازه‌اي‌ با اهميت‌ است‌ كه‌ حسابرس‌ نمي‌تواند نظري‌ اظهار كند .

سربرگ مؤسسه حسابرسي (حاوي نشاني)

گزارش‌ حسابرس‌ مستقـل‌
به‌ مجمع‌ عمومي‌ صاحبان‌ سرمايه‌ شركت‌ نمونه‌
اين‌ موسسه‌ به‌ منظور حسابرسي‌ ترازنامه‌ شركت‌ نمونه‌ در تاريخ‌ 29 اسفند ××13 و صورتهاي‌ سود و زيان‌ و جريان‌ وجوه‌ نقد آن‌ براي‌ سال‌ مالي‌ منتهي‌ به‌ تاريخ‌ مزبور، همراه‌ با يادداشتهاي‌ توضيحي‌ يك‌ تا ... پيوست‌ كه‌ توسط‌ هيات‌ مديره‌ تهيه‌ و تاييد شده‌، انتخاب‌ شده‌ بود. مسئوليت‌ صورتهاي‌ مالي‌ با هيات‌ مديره‌ شركت‌ است‌.

به استثناي محدوديت مندرج در بند زير، حسابرسي اين مؤسسه براساس استانداردهاي حسابرسي انجام شده است. استانداردهاي مزبور ايجاب مي‌کند که اين مؤسسه، حسابرسي را چنان برنامه‌ريزي و اجرا کند که از نبود تحريفي بااهميت در صورتهاي مالي، اطميناني معقول بدست آيد. حسابرسي از جمله شامل رسيدگي نمونه‌اي به شواهد پشتوانه مبالغ و اطلاعات مندرج در صورتهاي مالي است، حسابرسي همچنين، شامل ارزيابي اصول و رويه‌هاي حسابداري استفاده شده و برآوردهاي عمدة به عمل آمده توسط هيئت مديره و ارزيابي کليت ارائه صورتهاي مالي اسـت. اين مؤسسه اعتقاد دارد که حسابرسي انجام شده مبنايي معقول براي اظهارنظر فراهم مي‌کند.

كليه‌ فروشهاي‌ شركت‌، به‌ صورت‌ نقدي‌ انجام‌ شده‌ است‌ . سيستم‌ كنترل‌ داخلي‌ مناسبي‌ در مورد اين‌ فروشها وجود ندارد كه‌ بتوان‌ براي‌ مقاصد حسابرسي‌ بر آن‌ اتكا كرد و امكان‌ اجراي‌ ساير روشهاي‌ حسابرسي‌ مناسب‌ براي‌ كسب‌ اطميناني‌ معقول‌ از ثبت‌ صحيح‌ كليه‌ فروشهاي‌ نقدي‌ نيز وجود نداشته‌ است‌ .

به‌ دليل‌ وجود محدوديت‌ اساسي‌ در دامنه‌ رسيدگيهاي‌ اين‌ موسسه‌ به‌ شرح‌ بند ... اين‌ گزارش‌ كه‌ مانع‌ از دستيابي‌ به‌ شواهد كافي‌ و قابل‌ قبول‌ گرديده‌ است‌، اظهار نظر نسبت‌ به‌ صورتهاي‌ مالي‌ فوق‌الذكر امكانپذير نيست‌.

تاريخ‌ موسسه‌ حسابرسي‌ ...

  1   
کپی رایت تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت برای شرکت اخوان محاسب جنوب محفوظ است. توییتر گوگل پلاس فیسبوک لینکدین تلگرام اینستاگرام
طراحی و اجرا :